سوال: چطوری به یه ماشین 40 ملیونی گند بزنیم؟
جواب: سپر رو ببریم و پلاک رو پایین نصب کنیم و فکر کنیم ماشین اسپورت شده!


نوشته شده توسط ون هلسینگ در دوشنبه نهم شهریور 1388
|
ایده این ماشین از ماشین فرمول مکلارن که کروم کاری شده گرفته شده
و این واقعآ کرومه حتی شیشه هاش هم کرومی هست که به کروم شیشه رنگی معروفه
این به همراه فراری هامان 599 و بوگاتی منصوذی پورسانگ (خون پاک) جزو خفن ترین ماشین های کروم کاری شده هستن
خوبه بدونید خارجی ها اصلآ نظر خوبی نسبت به این ماشین و صاحبش ندارن
ولی وقتی آفتاب روی این ماشین بخوره چی میشه مخصوصآ آفتاب غ ر ب س تان


اینم یه لکسوس کروم کاری شده توسط تیم aftermarket arse
خودشون که میگن ما از لامبورگیی خواننده رپ 50cent الهام گرفتیم!
که این ماین برای نمایشگاه استرلیا )assie motor( آماده شده الان هم در سیدنی هست این ماشین علاوه بر این یه کیت تیونینگ داره که شامل سپر جلو رکاب ها دیفیوز و سپر عقب بزرگ تر داره و رینگ های اسپایدر مشکی که لکسوس متفاوتی هست در استرلیا
اینم لامبو نیم دلاری
http://www.motorauthority.com/wp-content/uploads/Lamborghini/Odds/fiddycent.jpg
ام و m3 e93
این ماشین در روسیه کروم کاری شده و به گفته اجرا کنندگان پروژه برای اولین بار در روسیه انجام شده(m5 طلا و ند تا ماشین کروم دیگه بجز این تو روسیه تردد دارن)
همیشه یک ب ام و m3 e46 میدیدیک که جزو اولین ماشین های کروم کاری شده بود
این هم جدیدشه
فکر میکنم حدود 30000 دلار خرج رنگ این ماشین شده
http://www.bmwblog.com/wp-content/uploads/2188-655x491.jpghttp://jonsibal.com/bpimages/chromeE93M3_1.jpgعکس های بیشتر
http://jonsibal.com/blog/2009/06/chrome-e93-m3/این سایت گروهی هست که این ماشین رو کروم کرده
اینم یه پورشه 911 که با طلای 24 ایار روکش شده
خرجشم شده 400 هزار دلار ناقابل البته اگه دقت کنید متوجه طرح های باحال روی این پورشه میشین
خدود 20 کیلوگرم طلا هم برای به کار رفته
این ماشین چند وقت پیش در روسیه دزدیده شد!




ما ایرانی ها فکر میکنم رنگ قرمز و یه فراری 559 GTB برای خیره کردن چشم ها و جلب توجه کافی باشه ولی ع ر ب ها اینطور فکر نمیکنن!
این فرار رنگ کرم داره و هامان هم این ماشین رو تیونینگ کرده ولی بازم فکر کنم پلاکشو بفروشه بتونه 4 تا ماشین اینطوری بخره!
رنگ کرم این فراری با بقیه فرق داره یکمی مات هست
آماده بشید برای تعجب کردن
این یه فیلم از یوتوب که فکر میکنم هیتلر ( ه همون ف هست ) شده!
http://www.youtube.com/watch?v=lrXM3Fi6FJQ


نوشته شده توسط ون هلسینگ در جمعه ششم شهریور 1388
|
عکس آئودی که از تو آرشیوم پیدا کردم
این ماشین ها تو ا م ا ر ا ت خیلی زیاد هستند ولی توی ایران شاید ۳ تا بوده اونم گذر موقت از ام ار ا ت اومده و برگشته
خلاصه با دیدنش همه کف میکنن


نوشته شده توسط ون هلسینگ در چهارشنبه چهارم شهریور 1388
|
بنا بر اعلام سی ان ان ، باسن 2 میلیون دلاری این خواننده مشهور علیرغم اینکه به شدت از آن پرستاری می شود در حال فرسایش است و شکل خود را از دست خواهد داد .
جنیفر لوپز صاحب یکی از پولساز ترین باسن های دنیاست که صرفا از طریق مانورهای تبلیغاتی کمپانی های مختلف بر باسن وی در آمدزایی کلانی دارد .
منبع:daily-pic

نوشته شده توسط ون هلسینگ در چهارشنبه چهارم شهریور 1388
|
سه نفر آمریکایی و سه نفر ایرانی با همدیگر برای شرکت در یک کنفرانس می رفتند. در ایستگاه قطار سه آمریکایی هر کدام یک بلیط خریدند، اما در کمال تعجب دیدند که ایرانی ها سه نفرشان یک بلیط خریده اند. یکی از آمریکایی ها گفت: چطور است که شما سه نفری با یک بلیط مسافرت می کنید؟ یکی از ایرانی ها گفت: صبر کن تا نشانت بدهیم.
همه سوار قطار شدند. آمریکایی ها روی صندلی های تعیین شده نشستند، اما ایرانی ها سه نفری رفتند توی یک توالت و در را روی خودشان قفل کردند. بعد، مامور کنترل قطار آمد و بلیط ها را کنترل کرد. بعد، در توالت را زد و گفت: بلیط، لطفا! بعد، در توالت باز شد و از لای در یک بلیط آمد بیرون، مامور قطار آن بلیط را نگاه کرد و به راهش ادامه داد. آمریکایی ها که این را دیدند، به این نتیجه رسیدند که چقدر ابتکار هوشمندانه ای بوده است.
بعد از کنفرانس آمریکایی ها تصمیم گرفتند در بازگشت همان کار ایرانی ها را انجام دهند تا از این طریق مقداری پول هم برای خودشان پس انداز کنند. وقتی به ایستگاه رسیدند، سه نفر آمریکایی یک بلیط خریدند، اما در کمال تعجب دیدند که آن سه ایرانی هیچ بلیطی نخریدند. یکی از آمریکایی ها پرسید: چطور می خواهید بدون بلیط سفر کنید؟ یکی از ایرانی ها گفت: صبر کن تا نشانت بدهم.
سه آمریکایی و سه ایرانی سوار قطار شدند، سه آمریکایی رفتند توی یک توالت و سه ایرانی هم رفتند توی توالت بغلی آمریکایی ها و قطار حرکت کرد. چند لحظه بعد از حرکت قطار یکی از ایرانی ها از توالت بیرون آمد و رفت جلوی توالت آمریکایی ها و گفت: بلیط، لطفا!
جومونگ جک سرگرمی طنز جالب مطالب خنده دار عکس های باحال فقط خنده و سرگرمی حالشو ببر فیلم کره ای ماشین اسپورت اراک تهران جردن ایران زمین دوردور

نوشته شده توسط ون هلسینگ در شنبه دهم مرداد 1388
|
ميدونيد اگه در كشوري يكي از دولتمردان به فسادي متهم يا محكوم بشه چه رفتاري باهاش ميكنن؟ حالا فرقي نميكنه اين فساد، فساد اخلاقي، مالي، دروغ، تقلب، جعل، خيانت و يا هر چيز ديگه اي باشه.
خوب جواب تا حدودي بستگي به كشورش داره. در ادامه ميتونيد واكنش كشورهاي مختلف رو ببينيد:
آمريكا:
1) شخص مورد نظر سريعاً از كار بركنار ميشه.
2) دادگاهش 14-15 سال طول ميكشه.
3) در نهايت به 4-5 سال زندون محكوم ميشه.
4) خودش كه هيچ، تا 25 نسل بعدش هم اگه بخوان تو شوراي مدرسه بچه شون عضو بشن بهشون گير ميدن كه يكي از اجداد شما فلان فساد رو داشته.
كشورهاي اروپايي:
1) شخص متهم به فساد سريعاً استعفا ميده و از سياست كنار ميره.
2) مردم هم يه مدت كوتاهي بعد يادشون ميره.
چين:
1) يه دادگاه تشكيل ميشه و فرداش فرد يا افراد مورد نظر اعدام ميشن.
* 70 درصد اعدامي هاي چين مربوط به مفاسد اقتصادي است
ژاپن:
1) شخص بعد از متهم شدن به فساد خودكشي ميكنه
ايران:
1) شخص متهم در نامه اي به حضرت ابوالفضل يا امام زمان از دروغپردازان شكايت ميكنه (همون به موش مردگي زدن خودمون).
2) يه سري به قم ميزنه و با علما ديدار ميكنه.
2) شخص يا اشخاصي كه اتهام رو وارد كردن به جايي فرستاده ميشن كه ... (راستي كسي ميدونه پاليزدار كجاست؟)
3) مافوق شخص متهم اون رو همه جا همراه خودش ميبره تا رسانه ها روزي 500 بار اون رو به مردم نشون بدن.
4) در نهايت فرد متهم در سمت خود باقي مونده يا به پست بالاتري ارتقا پيدا ميكنه
جومونگ سرگیرمی تلوزیون خنده جوک طنر عکس جالب

نوشته شده توسط ون هلسینگ در چهارشنبه هفتم مرداد 1388
|
1- هرگاه حرف ب ساکن قبل از ر بیاید جای آنها عوض می شود:
مثال: کبریت <-- کربیت تبریز <-- تربیز
2- حرف گ در اول کلمه ق و در سایر موقعیتها ج ادا میشود:
مثال: گازوئیل <-- قازوئیل تگرگ <-- تجرج کامپیوتر <-- قامپیوتیر
3- گاه حرف ه در آخر کلمه به ی و در برخی انواع گویش به صدای او تبدیل میشود:
مثال:
گوجه فرنگی <-- قوجی فرنجی (یا همان گیرمیز بادمجان)
ماهی تابه <-- مایتابو
4- صدای ق به صدای گ و حرف گ در اول کلمه با صدای ق ادا می شود. در برخی موارد ق حذف میشود:
مثال:
قند <-- گند
گلابی <-- قلابی
آقای رئیس <-- آی رئیس
5- گاه حرف ی بعد از حرف با صدای کسره با صدای و تلفظ میشود:
مدیر<-- مدور
6- بعد از حروفی که در کلمه با صدای کسره ادا میشوند یک ی اضافه میشود:
مثال:
مثال <-- میثال
ابتدا <-- ایبتیدا
چراغ <-- چیراگ
3- حرف ک هیچگاه با صدای ک ادا نشده و بسته به موقعیت حرف در کلمه، موقعیت کلمه در جمله، نوع وضع عصبی گوینده، محل تولد گوینده، وضع آب و هوا و ... با صدای ش خ چ ق ادا شده و گاه اصلا ادا نمی شود:
مثال: من به تک تک سوالات شما پاسخ خواهم داد <-- من بی تشتچ سوالات شما پاسخ خواهم داد.
مرتیکه کثافت درست رانندگی کن <-- مرتیچه چثافت درست رانندجی قن
سلام آقای دکتر <-- سلام آی دتر
زبان بیسیک <-- زبان بیسیخ
چکار می کنی؟ <-- چخار موقونو ؟
4- معمولا افعال در حالت اول شخص به صورت دوم شخص بیان میشوند.
من با شما نبودم <-- من به شما نبودی !
5- ضمیر ملکی متصل دوم شخص به صورت سوم شخص بیان میشود:
حالت خوبه ؟ <-- حالش خوبی ؟
پ.ن:من خودم آذری هستم
در واقع اگه خیلی سهپیچ بشیم میفهمیم همه ما آذری هستیم لر هستیم کرد هستیم بالاخره همه چیز به هم ربط داره مثلآ یه بچه تهرانی برای اصفهانی ها و ترک ها جوک میسازه کی میدونه شاید پدر مادر باب ی بابابزرگش ترک و اصفهانی بودن شایدم چند نسل قبل تر بالاخره همگی آدمیم و قبلآ تعداد آدم ها کم تر بوده یعنی همه دنیا با هم فامیلن مثلن من با بردپیت و آنجلینا جولی فامیلم
تو هم با احمدی نژاد و کروبی فامیلی ! چیز پیچیده ای نیست که

نوشته شده توسط ون هلسینگ در سه شنبه ششم مرداد 1388
|
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از پایگاه اطلاع رسانی پرستار و پرستاری ( http://ino.blogfa.com ) ، تصويب قانون تعرفه گذاري خدمات پرستاري و ابلاغ آن از سوي رئيس جمهوري به وزارت بهداشت نيز يكي ديگر از اقدامات سال گذشته بود.
تصويب طرح تعرفه گذاري خدمات پرستاري به عنوان يك پيروزي بزرگ براي جامعه پرستاري لقب گرفت. اين طرح دومين مطالبه صنفي پرستاري پس از تشكيل سازمان نظام پرستاري بود.
با اجرايي شدن اين طرح ضمن تعريف تمامي خدمات پرستاري و ثبت آن در پرونده بيماران و خدمات گيرندگان پرستاران مي توانند كارانه هاي واقعي خود را دريافت نمايند.
البته اين طرح هنوز اجرايي نشده است.وزير بهداشت، درمان و آموزش پزشكي درخصوص چگونگي اجراي قانون تعرفه گذاري خدمات پرستاري مي گويد: مجريان اين قانون بايد در اجراي آن دقت كافي داشته باشند.
دكتر كامران باقري لنكراني قانون تعرفه گذاري پرستاران را به تيغ دو لبه تشبيه كرده و مي گويد: اين قانون هم مي تواند هم خيلي خوب و هم خيلي بد باشد.
او مي افزايد: چگونگي نگاه مجريان اين قانون در بيمارستان ها در خوب يا بد بودن آن بسيار تاثير دارد.
وزير بهداشت با بيان اين كه تاكنون نگاه سودآور به بحث سلامت، آسيب هاي زيادي به نظام سلامت كشور وارد كرده، خاطرنشان مي كند: اگر تعرفه گذاري خدمات پرستاري با نگاه سودآوري اجرا شود، نتايج خوبي را در بر نخواهد داشت.
از سوي ديگر لنكراني به نقاط مثبت اين طرح كه از سوي نمايندگان مجلس شوراي اسلامي به تصويب رسيد، اشاره كرده و مي گويد: چنانچه تعرفه گذاري خدمات پرستاري انگيزه را در پرستاران افزايش دهد و كيفيت خدمات را بالاببرد و با شاخص هاي مشخص كساني را كه در ارائه خدمات فعاليت مي كنند در تشويق ها هم دخيل كند، در بهبود شرايط نظام سلامت موثر خواهد بود.
وزير بهداشت، درمان و آموزش پزشكي تاكيد مي كند: بايد تعادل بين ۲ ديدگاه سودآوري و كيفيت بخشي حفظ شود تا مضرات احتمالي اين قانون كاهش يابد.
به هر صورت بايد چشم انتظار اجراي اين قانون بود تا در عمل ديد آيا اين قانون مي تواند مشكلات پرستاران و بيماران را كاهش دهد يا خير. پرستاران كه به اين موضوع بسيار اميدوارند.
*كاهش ساعت كاري
سال گذشته دولت لايحه كاهش ساعت كاري پرستاران را در قالب لايحه تعديل ساعت كاري پرسنل بهداشتي و درماني به مجلس ارائه كرد. اما نظر مجلس بر تغيير اين لايحه بود به نحوي كه تعديل ساعت كاري فقط مشمول پرسنل باليني شامل پزشكان و پرستاران شود؛ اما پرسنل غير باليني و ستادي را در بر نگيرد.
سرانجام قانون ارتقاي بهره وري نيروهاي باليني نظام سلامت به دنبال كش و قوس هاي فراوان در روزهاي پاياني سال گذشته به تصويب نهايي مجلس رسيد. اما شوراي نگهبان با گرفتن ايراداتي از اين قانون، آن را به مجلس بازگرداند. شوراي نگهبان يكي دو مورد از بندهاي قانون ارتقاي بهره وري نيروهاي باليني سلامت را كه در مجلس اضافه شده بود به علت داشتن بار مالي براي دولت خلاف اصل ۷۵ قانون اساسي اعلام كرده و براي رفع اين ايرادات آن را به مجلس بازگردانده است.اين ايرادات در كميسيون بهداشت و درمان برطرف شد و بايد مجدد براي تصويب راهي صحن علني مجلس شود.بايد ديد سرانجام آيا اين قانون به تصويب نهايي و تاييد شوراي نگهبان مي رسد و مي تواند پاسخگوي مطالبات پرستاران باشد يا خير؟
در صورت تصويب نهايي بر اساس قانون ارتقاي بهره وري خدمات نيروهاي باليني نظام سلامت، شيفت هاي كاري شب و ايام تعطيل پرستاران با ضريب ۵/۱ و شيفت هاي عصر با ضريب ۱ / ۲ محاسبه مي شد. در اين قانون با توجه به ۳ موضوع صعوبت كار، سابقه خدمت و كار در نوبت هاي كاري غيرمتعارف، به تناسب ۸ ساعت در هفته از ساعت كاري كاركنان باليني از جمله پرستاران كم مي شد. همچنين كاركنان بيمارستان هاي رواني و سوختگي و مشمولان ماده ۱۶ قانون سازمان نظام پرستاري (پرستاران، بهياران، كاردان هاي اتاق عمل، هوشبري و غيره) كه تاكنون در گروه مشاغل سخت و زيان آور محسوب نمي شدند، از مزاياي اين گروه برخوردار مي شدند. تاكنون زنان پرستار بويژه زنان شاغل در بخش خصوصي نمي توانستند از مزاياي مشاغل سخت و زيان آور استفاده كنند كه بر اساس اين قانون، محدوديت ناشي از ماده ۷۵ قانون كار برداشته و زنان پرستار و زنان شاغل در بخش هاي بهداشت و درماني حتي ماماها از مزاياي مشاغل سخت و زيان آور، بويژه در بيمارستان هاي خصوصي، بهره مند مي شدند.
همچنين مشمولان اين قانون، اجازه كار بيش از ۱۲ ساعت متوالي را نداشتند. به اين ترتيب مشمولان آن بيش از نصف ساعت كار ماهانه شان حق اضافه كار نداشتند كه به گفته كارشناسان، اين امر خود ارتقاي بهره وري نيروهاي باليني و از طرف ديگر ارتقاي رضايتمندي گيرندگان خدمت را به دنبال داشت.
* تبعيض در بخش خصوصي
بحث تبعيض در پرداخت به پرستاران بخش خصوصي سال هاست كه مطرح است.بسيار ديده شده پرستاران شاغل در بخش خصوصي نصف پرستاران دولتي حقوق بگيرند معمولامتوسط دريافتي پرستاران شاغل در بخش خصوصي معادل حداقل حقوق مصوب قانون كار است و اين پرستاران هيچ دريافتي ديگري به عنوان كارانه ندارند، اما پرستاران در بخش دولتي كارانه و مزايايي ديگر نيز دريافت مي كنند.
اين تبعيض در دريافت حقوق پرستاران بخش دولتي و خصوصي موجب فرار پرستاران از بيمارستان ها و مراكز درماني خصوصي و تلاش آن ها براي اشتغال در بخش دولتي شده است و حتي در مواردي پرستاراني كه فاصله خانه تا محل كار آنها زياد است، هزينه اياب و ذهاب پرستار از حقوق او بيش تر مي شود و به اين ترتيب مواردي بوده است كه پرستار شاغل در بخش خصوصي ترجيح داده است كه در خانه بماند و كار نكند.
بيمارستان هاي خصوصي در حالي حداقل حقوق را به پرستاران پرداخت مي كنند كه بعضا درآمدهاي بسيار بالادارند؛ اما از پرداخت حقوق مناسب به پرستاران سر باز مي زنند و همين امر باعث شده كه با وجود خدمات مطلوب پزشكي در بيمارستان هاي خصوصي سطح كيفي خدمات پرستاري در اين مراكز در پائين ترين سطح ممكن باشد.
دبیر کل خانه پرستار گفت: در حالی پرستاران بخش خصوصی با پائین ترین سطح حقوقی کار می کنند که بخش خصوصی ۱۰ الی ۱۵ برابر بیشتر از تعرفه ای که وزارت بهداشت تعیین کرده، از مردم هزینه دریافت می کند.
محمد شریفی مقدم به فعالیت پرستاران در بخش های دانشگاهی، تامین اجتماعی، نیروهای مسلح و بخش خصوصی اشاره کرد و افزود: علیرغم اینکه پرستاران فعال در بخش خصوصی با همان مشکلات پرستاران بخش دولتی مواجه هستند، اما تفاوت های فاحشی در میزان دریافتی این دو گروه مشاهده می شود.
وی تصریح کرد: در حال حاضر متوسط دریافتی پرستاران با سابقه ۱۰ الی ۱۵ ساله در بیمارستانهای خصوصی در حدود ۲۵۰ هزار تومان است ، اما دریافتی همین پرستاران در بخش دولتی ۴۵۰ هزار تومان است.
دبیر کل خانه پرستار اظهار داشت: گرچه افزایش دریافتی پرستاران دولتی جای قدردانی دارد، اما انتظار می رود وضعیت دریافتی پرستاران بخش خصوصی نیز مورد توجه مسئولان امر قرار گیرد.
وی به عدم امنیت شغلی پرستاران بخش خصوصی اشاره کرد و گفت : قرارداد پرستاران موقت بوده و مدت آن در نهایت یکساله است و این در حالی است که اگر این قشر نسبت به وضعیت قرار داد و حقوق اعتراضی داشته باشند به راحتی عذر آنان را می خواهند.
شریفی مقدم گفت : درآمد بخش خصوصی از میلیارد نیز تجاوز می کند و این در حالی است که این در آمد فقط به جیب تعداد معدودی که انحصار بازار پزشکی را بدست دارند، می رود و به طور کلی باید گفت، تبعیض و بی عدالتی در میان پرستاران به خصوص پرستاران فعال در بخش خصوصی موج می زند.
دبیر کل خانه پرستار خاطر نشان کرد: کارشناسان و معاونان وزارت کار و امور اجتماعی هنوز شناخت لازم را از ماهیت حرفه پرستاری کسب نکرده اند، همچنین عزم جدی در میان مسئولان وزارت بهداشت ، کار و وزارت رفاه نیز در ارتباط با توجه به وضعیت پرستاران و یافتن راه حل قانونی برای افزایش دریافتی این قشر وجود ندارد.
ظلم در ایران حقوق بشر بی عدالتی در مملکت اسلامی ما میدانیم که هیچ نظامی با ظلم باقی نمیماند و هیچ کشوری، بدون عدالت برای همگان، دوام نمیاورد قانون اساسی جمهوری اسلامی ناقض تمامی 30 ماده اعلامیه جهانی حقوق بشر می باشد گفتند فساد ممکلت را به گند کشانده باید مملکت اسلامی شود، تا فساد ریشه کن شود می کنند ولی پای میز بی عدالتی دادگاه هایشان هیچ قانونی به نفع زنان اجرا نمی شود. ... ميكنند و گوششان هم به حرف مردم و هيچ مدافع حقوق بشر در جهان بدهكار نيست. ... چنان با ظلم و بي رحمي و شقاوت در ايران حكومت كردند كه معنويت گريزي مردم .

نوشته شده توسط ون هلسینگ در جمعه دوازدهم تیر 1388
|
نشست مشترك سازمان نظام پرستاري و وزارت كار و امور اجتماعي بر حل مشكلات پرستاران بخش خصوصي تأكيد شد.
در اين نشست كه با حضور معاون روابط كار وزارت كار و امور اجتماعي ، كارشناسان وزارت كار ، رئيس كل و معاونين سازمان نظام پرستاري و نمايندگاني از پرستاران بخش خصوصي برگزار شد، طرفها ضمن بررسي مشكلات پرستاران بخش خصوصي، بر حل معضلات و مشكلات اين قشر تأكيد كردند.
رئيس كل سازمان نظام پرستاري در اين نشست با ارائه توضيحاتي در خصوص شغل پرستاري و پيشرفتهايي كه براي احقاق حقوق پرستاران بخش دولتي حاصل شده است ؛ اعلام كرد : متأسفانه در حال حاضر پرستاران بخش خصوصي با كمترين حقوق و مزايا مشغول به فعاليت هستند و افزايش حقوق و مزاياي بخش هاي دولتي شامل حال اين قشر نمي باشد.
ميرزابيگي؛ ناامني شغلي ، كمبود دستمزد ، ازدياد ساعت كاري و سخت و زيان آور شمرده نشدن شغل پرستاران بخش خصوصي را از مهمترين چالشهاي پيش روي آنان دانست و اظهار اميدواري كرد كه با همكاري مشترك سازمان نظام پرستاري و وزارت كار هر چه سريعتر مشكلات پرستاران بخش خصوصي مرتفع شود.
معاون روابط كار وزارت كار نيز در سخناني ضمن اعلام نظر مساعد وزارت كار براي حل مشكلات پرستاران گفت : ما در وزارت كار، فعاليت هاي كارشناسانه اي براي حل مشكلات پرستاران انجام داده ايم كه انشاء ا.. به زودي به نتيجه خواهد رسيد.
نظري جلالي با اشاره به اينكه در حال حاضر 5 نوع قانون براي مشاغل سخت و زيان آور وجود دارد گفت : وزارت كار، نظرات خود را براي تهيه يك طرح مشترك با وزارت بهداشت ، وزارت رفاه و ديگر ارگانهاي مرتبط براي ايجاد وحدت رويه در مشاغل سخت و زيان آور اعلام كرده است.
همچنين در ادامه جلسه خانم باستاني يكي از پرستاران بخش خصوصي با اشاره به مشكلات طرح طبقه بندي مشاغل گفت : در حال حاضر اين طرح در برخي از بيمارستانها به طور ناقص اجرا مي شود و بنابراين بايد در نحوهي اجراي اين قانون براي كادر پرستاري كشور تجديد نظر شود.
كارشناس طرح طبقه بندي مشاغل وزارت كار نيز با تأييد اين نكته گفت : اين دستورالعمل به 14 سال گذشته باز مي گردد و تاكنون بازنگري در آن رخ نداده است .
گفتني است در پايان اين جلسه به تشكيل كميته كارشناسي با همكاري مشترك وزارت كار و سازمان نظام پرستاري براي يافتن راهكارهاي مناسب در اين خصوص تأكيد شد.
جوک زشت جوک بد جوك زشت جک زشت جک زشت 89
ظلم در ایران حقوق بشر بی عدالجوک زشت جوک بد جوك زشت جک زشت جک زشت 89تی در مملکت اسلامی ما میدانیم که هیچ نظامی با ظلم باقی نمیماند و هیچ کشوری، بدون عدالت برای همگان، دوام نمیاورد قانون اساسی جمهوری اسلامی ناقض تمامی 30 ماده اعلامیه جهانی حقوق بشر می باشد گفتند فساد ممکلت را به گند کشانده باید مملکت اسلامی شود، تا فساد ریشه کن شود می کنند ولی پای میز بی عدالتی دادگاه هایشان هیچ قانونی به نفع زنان اجرا نمی شود. ... ميكنند و گوششان هم به حرف مردم و هيچ مدافع حقوق بشر در جهان بدهكار نيست. ... چنان با ظلم و بي رحمي و شقاوت در ايران حكومت كردند كه معنويت گريزي مردم .

نوشته شده توسط ون هلسینگ در جمعه دوازدهم تیر 1388
|
درتفسير دو چيز هميشه ابهام داشته ام.
الف) معناي خدمت
هنگام خداحافظي ، وقتي مي خواهيم بگوييم بعدا شما را خواهم ديد، مي گوييم بعدا خدمتتون مي رسم. اگر هم از كسي دل پري داريم مي گوييم بعدا به خدمتتون مي رسم! به همين خاطر شك دارم وقتي كسي مي گويد بعدا به خدمتم مي رسد منظورش اينست كه مي خواهد پدرم را دربياورد يا مرا ببيند.
ب) معناي گذاشتن!
راستش من هنوزهم تفاوت ذ و ز را در برخي كلمات (بجز زن ذليل) نفهميده ام. مثلا سرمايه گزار درست است ياسرمايه گذار؟ يعني گذار چه فرقي با گزار دارد و چه وقتي منظور گذاشتن(!) است و چه وقتي گزاردن!
ج) خدمت گزاري يا خدمت گذاري؟!

نوشته شده توسط ون هلسینگ در سه شنبه هجدهم فروردین 1388
|
سوال هایی که از بچه 5 تا 10 ساله پرسیدن در مورد عشق
بهترين سن براي ازدواج چند سالگي است؟
«۸۴سالگي! چون در آن سن مجبور نيستيد کار کنيد و ميتوانيد هي دراز بکشيد و فقط همديگر را دوست داشته باشيد.» جودي، 8 ساله
«مهدکودکم که تمام بشود، ميروم و براي خودم دنبال زن ميگردم!» تام، 5 ساله
در اولين قرار ملاقات، زن و مردها به هم چه ميگويند؟
«در اولين قرار ملاقات فقط به هم دروغ ميگويند و اين معمولا باعث ميشود که از هم خوششان بيايد و يک قرار دوم بگذارند.» مايک، 10 ساله
مساله حياتي: بهتر است آدم ازدواج کند يا مجرد بماند؟
«دخترها بهتر است مجرد بمانند، اما پسرها بايد ازدواج کنند چون يک نفر را لازم دارند که دنبالشان راه بيفتد و تميز کند!» لينت، 9 ساله
«بابا اين چيزها سردرد ميآورد. من فقط يک بچهام. من همچين بدبختيهايي نميخواهم.» کني، 7 ساله
چرا دو نفر عاشق هم ميشوند؟
«هيچ کس نميداند چه اتفاقي ميافتد، ولي من شنيدهام که يک ربطهايي به بويي که آدم ميدهد دارد، براي همين است که مردم اين قدر عطر و ادکلن ميخرند.» جين، 9 ساله
«ميگويند يکي به قلب آدم تير ميزند و اين حرفها، ولي مثل اينکه بقيهاش اين قدر درد ندارد.» هارلن، 8 ساله
عاشق شدن چطوري است؟
«مثل يک بهمن که براي زنده ماندن بايد زود از زير آن فرار کني.» راجر، 9 ساله
«اگر عاشق شدن مثل يادگرفتن حروف الفبا سخت است، من يکي که نميخواهم. خيلي طول ميکشد.» لئو، 7 ساله
نقش خوشتيپي در عشق
«اگر ميخواهيد کسي که در حال حاضر جزئي از خانوادهتان نيست، دوستتان داشته باشد، خيلي مهم نيست که خوشگل باشيد.» ژوانه، 8 ساله
«فقط قيافه مهم نيست. من را نگاه کنيد. خيلي خوشتيپم. اما هنوز کسي پيدا نکردهام که با من ازدواج کند.» گري، 7 ساله
«زيبايي يک چيز ظاهري است، نميتواند خيلي ماندگار باشد.» کريستينه، 9 ساله
چرا عشاق دست هم را ميگيرند؟
«ميخواهند مطمئن شوند که حلقههايشان نميافتد، چون خيلي بالايش پول دادهاند.» ديو، 8 ساله
عقايد محرمانه درباره عشق
«من عشق را دوست دارم، فقط به شرطي که وقتي تلويزيون کارتون ميدهد، اتفاق نيفتد.» آنيتا، 6ساله
«عشق آدم را پيدا ميکند، حتي اگر خودت را از آن پنهان کني. من از 5 سالگي تلاش ميکنم که خودم را از آن پنهان کنم ولي دخترها مدام پيدايم ميکنند.» بابي، 8ساله
«خيلي دنبال عشق نيستم. فکر ميکنم کلاس چهارم بودن به اندازه کافي سخت هست.» رژينا، 10 ساله
ويژگيهاي شخصي براي اينکه عاشق خوبي باشيد
«يکي از شما بايد بلد باشد که خوب چک بنويسد، چون حتي اگر صد هزار کيلو هم عشق داشته باشيد، باز هم يک قبضهايي هست که بايد پرداخت کنيد.» آوا، 8 ساله
راههايي که ميشود کسي را عاشق خودتان کنيد
«به آنها بگوييد که فروشگاههاي زنجيرهاي شکلات داريد.» دل، 6 ساله
«يک سري کارها را نکنيد مثلا اينکه کتاني سبز بدبو داشته باشيد... ممکن است با اين کارتان توجه کسي را جلب کنيد اما توجه، عشق نيست. » آلونزو، 9 ساله
«يکي از راههايش اين است که دختر مورد نظر را براي غذاخوردن بيرون دعوت کنيد. حتما يک چيزي بخريد که دوست دارد؛ مخصوصا سيبزميني سرخ کرده.» بارت، 9ساله
چطوري ميشود فهميد دو تا آدمي که توي رستوران غذا ميخورند عاشق هم هستند؟
«فقط نگاه کنيد و ببينيد که مرد صورت حساب را برميدارد يا نه. اين راهي است که ميشود فهميد عاشق شده يا نه.» جان، 9 ساله
«عاشقها فقط به هم خيره ميشوند و غذايشان سرد ميشود. بقيه بيشتر به غذا توجه ميکنند.» براد، 8 ساله
«اگر يکي از آن دسرهايي سفارش بدهند که با آتش درست ميکنند، عاشقند. چون يعني قلب خودشان هم آن جوري است... توي آتش» کريستينه، 9 ساله
وقتي مردم ميگويند: دوستت دارم، به چه فکر ميکنند؟
«به خودشان ميگويند: بله واقعا دوستش دارم. ولي کاش ميشد حداقل روزي يک بار دوش بگيرد.» ميشله، 9ساله
چطور ميشود عاشق ماند؟
«اسم زنتان را فراموش نکنيد... اين کار کل عشق را نابود ميکند.» راجر، 8 ساله
«همسرتان را زياد ببوسيد. اين کار باعث ميشود او يادش برود که شما هيچ وقت آشغال را بيرون نميگذاريد.» رندي، 8ساله

نوشته شده توسط ون هلسینگ در پنجشنبه نوزدهم دی 1387
|

نیکُلاس هُلدرمن ِ ، ۲۰ ماهه هنگامی که داشت با دو برادر بزرگتر خودش بازی میکرد بر روی دسته کلید ماشین والدین خودش سقوط کرد و یکی از کلیدها پلک این کودک آمریکایی رو پاره کرد و به اعماق مغزش نفوذ کرد؛ همانطور که میتوانید در تصویر اسکن مغز کودک ببینید.
پدر و مادر نیکلاس از روی فریادهای او متوجه موضوع شدند و سریعآ با اورژانس تماس گرفتند، کریس پدر نیکلاس میگه: “نیکلاس افتاد و ما صدای گریه اون رو شنیدیم ، این با همیشه فرق داشت ”.
ایساک برادر نیکلاس میگه: “من وقتی نگاهش کردم میتونم قسم بخورم که کلید تو چشماش بود”.
مادر نیکلاس وقتی دید که کلید در سر نیکلاس فرو رفته سریعآ با ۹۱۱ تماس گرفت.
کریس کافمن یکی از آتش نشانهای که بعد از تماس مادر نیکلاس در صحنه حاضر شد میگه : " صحنه وحشتناکی بود، چیزی که دیگه نمیخوام مثل اونو ببینم".
نیکلاس بعد از اینکه با هلکوپتر به مرکز درمانی منتقل شد ۶ روز در بیمارستان بستری بود.
پزشکان در ابتدا معتقد بودن که چشم راست او باید از بین رفته باشد، پزشکان طی یک عمل جراحی دسته کلید را از مغز نیکلاس بیرون آورند به نحوی که به مغز او هیچ گونه آسیبی وارد نشد.
اما تنها ۱۵ دقیقه بعد پزشکان دریافتند که چشم او نیز هیچ صدمهای ندیده و او اکنون توانایی عالی دیدن دارد.
کریس پدر نیکلاس میگه: " ۱۵ دقیقه بعد از اینکه پزشکان گفتند هیچ مشکلی نیست ما مطمئن شدیم این معجزهای از طرف خداست ".
کلمات کلیدی:معجزه+مطالب جالب

نوشته شده توسط ون هلسینگ در پنجشنبه دوازدهم دی 1387
|
لامبورگینی مورسیه لاگو در تهران
عکس هیوا حسینی

نوشته شده توسط ون هلسینگ در سه شنبه دهم دی 1387
|
تبت ، کشورهیه که زنهاش چند شوهره هستن، روی دامنه های سرد و سبز اورست زندگی میکنن و داستانشون اینه ...

تبت یک کشور کوهستانی و مردمش به کشورشون لقب ِ "بام دنیا" رو دادن چونکه در ارتفاعات 3تا 5 هزار متری قرار گرفته و دسترسی به بعضی روستاهاش غیر ممکنه ( کوهنوردی و خطر زالو)

کشوریه که بعد از کمونیست شدن چین، مورد حمله سرباران قرار گرفت و بیشتر کاهنان بودائی اون سرزمین رو بطرز وحشتناکی کشتن. یک پیشوای مذهبی داره ( ولی از اون مدل پیشواهاست که خیلی از مردم دنیا عاشقشن و واقعا سمبل صلح و انسانیته (البته شاید هنوز قدرت دستش نیفتاده وگرنه ..)) به اسم دلای لاما delaay lama که زمان نوجوانیش از تبت فرار کرد و به هندوستان پناهنده شد.

یک معبد بودائی تبتی
الان تعداد زیادی از تبتی ها در هندوستان زندگی میکنن و یه جور دولت برون مرزی تشکیل دادن. تبت هیچی نداره، جز یه جور قارچی که در دنیا کمیابه و خاصیت داروئی داره و چینی ها شدیدا دنبالشن...

ببخشید عکسهاا زیادی بزرگ شد
چطوری پول در میارن و چطوری دعا میکنن
و گاومیشهای مخصوصی داره که خیلی پشمالوئن و شیرهای پر چربی ای دارن، معادن فیروزه دارن که زیاد مرغوب نیست و مثله فیروزه مکزیک سبز رنگه. توو لندن اشیا تبتی خیلی خریدار داره چون کشور دست نخورده ایه و اشیا روزمره شون با دقت زیادی ساخته میشه و خیلی زینتیه من خودم تسبیح و جمجمه و اینجور چیزای تبتی دارم .

به این کاوها میگن یَک
مردم کشور بودائین ( مذهبی که در هند شکل گرفت و پیغمبرش بودا یک شاهزاده بود که بعدا ترک دنیا میکنه و ... نصف آسیا بودائیه).
ا
منظره از بیرون پنجره یکی از خونه ها !!!
>>> اینو دیگه باید بخونین <<<
در این کشور شاید بخاطر ارتفاع زیادش ( یعنی اگه بخوای اونجا بدوئی بعد از سه تا قدم نفس نفس میزنی) که باعث میشه فشار هوا کم باشه ، ( تیوری تخمی خودمه) تعداد زن از مرد کمتره . این باعث شده که در این هزاران سال روستائیان تبتی سنتی رو حفظ کنن که برای ما خیلی عجبیه.... اینکه زنها چند تا شوهر دارن البته شوهرها برادرهای یک خانواده هستن. یعنی زن نیمتونه دو مرد از دو خانواده جدا رو بگیره.
توو این تخت چی خبره؟

یکی از خونه های روستائی که این اتفاقات توش می افته
گوش کنین یعنی این گفتگو بین زن و شوهرهاشو بخونین که ببینین ، یعنی بخونین که جریان
چیه....
خونه های مجزا دارین؟

این آقاهه داره جواب میده
نه یه خونه داریم (خونه هاشون یک اتاق بزرگه و همه یه جا هستن) ولی دو طرف اتاق اصلی میخوابیم
بچه ها تون چی؟ معلومه که کی ماله کیه ؟
همه بچه ها یه مادر دارن و دو تا پدر.
من و برادرم با زنمون 12 تا فرزند داریم.اینجوری ثروت و زمینمون بین بچه ها پخش و پلا نمیشه و توو خونواده می مونه.
یه روز ا بمن روز عبد با برادرمه ولی برادر بزرگه حق انتخاب اول رو داره که تعیین کنه که چه روزی میخواد با همسرمون باشه.
گاهی شده که همسرمون نصفه شبی عقیده شو عوض کرده و تختها رو عوض کرده.
اگه سه تا برادر باشین چی ؟
دیگه هر کسی سه روز یه بار نوبتش میشه.
دخترها ی چند شوهر ه چی میگن

یکی از دخترها
جالبه که نظر خود دخترهای تبتی رو در اینباره بخونین ، دخترای جوونی که فکر کنم به زور 15 سالشونه.
دختر شماره 1
به احتمال زیاد من دو تا شوهر میگیرم، ولی این حق و دارم که با یه خونواده ازدواج کنم یا که با کسی ازدواچ کنم که عاشقشم.

دختر شماره 2
بستگی داره که پدر مادرم چی بخوان، اگه قرار بشه با دو تا برادر زندگی کنم ، میکنم
خوبی و بدیش چیه؟
دخترا جواب میدن
خوبیش اینه که اگه دو تا شوهر داشته باشی ، یکی خونه میمونه و از بچه ها نگهداری میکنه و ما میتونیم بریم هیزم بچینم، و اون یکی میتونه بره گله داری کنه.
بدیش اینه که اگه عشقی مابین یکی از ماها بوجود بیاد حسادت و جنگ و دعوا زندگی ور تلخ میکنه.

عکسها رو از سریال تلویزیون bbc برنامه Tribe برداشتم
bbc.co.uk/tribe
نفهمیدیم حالا نتیجه چیه ، حالا؟
چیزی که باعث شده در این نقطه از دنیا چند شوهری شکل بگیره ، تعلیمات بودائی هستش که همه نوع احساساتی که ما روزمره باهاش در کلنجاریم و در مذهبهای خاورمیانه ای حتی تصمیم گیرنده میشه ( قصاص نتیجه خشم و انتقام و چند زن گرفتن دیگه نتیچه مالکیت مرده ....) در این آیین زشت و مخربه ... مثله حسادت و شهوت و حتی عشق جسمی به کسی! بنابراین در یک رابطه زناشویی بیشتر نیاز به بقا مطرح میشه تا عشق جسمی که نتیجه اش حسادت و حس مالکیت و دلتنگی و اینجور چیزاست.
خدا رو شکر که زمان ناصرخسرو نیستیم و میتونیم پای کامپیوتر یا تلویزیون بریم به کشورهای دیگه و با افکارشون آشنا بشیم و در نیتجه اش به احساسات و رفتارهای خودمون تعادل بدیم.
خیلی نتیجه
بیاین برای یک روز هم که شده سعی کنیم بدون این نوع احساسات فکر کنیم (حسادت ، میل جنسی، تعلق ؛ مالکیت....) و زندگی روزمره و انجام بدیم.... البته من خودم فردا این کارو میکنم!

نوشته شده توسط ون هلسینگ در جمعه ششم دی 1387
|
بدلیل وجود منابع سرشار نفت و گاز در خلیج فارس و سواحل آن، این آبراهه در سطح بینالمللی منطقهای مهم و راهبردی بشمار میآید.
ویژگیهای خلیج فارس
زمین شناسان معتقدند که در حدود پانصدهزار سال پیش، صورت اولیه خلیج فارس در کنار دشتهای جنوبی ایران تشکیل شد و به مرور زمان، بر اثر تغییر و تحول در ساختار درونی و بیرونی زمین، شکل ثابت کنونی خود را یافت
این خلیج توسط تنگه هرمز به دریای عمان و از طریق آن به دریاهای آزاد مرتبط است. جزایر مهم آن عبارتاند از: بحرین، قشم، کیش، خارک، ابوموسی، تنب بزرگ، تنب کوچک و لاوان که تمامی آنها بجز بحرین به ایران تعلق دارد.
نام خلیج فارس
خلیج فارس نامی است به جای مانده از کهنترین منابع، زیرا که از سدههای پیش از میلاد سر بر آوردهاست، و با پارس و فارس - نام سرزمین ملت ایران - گره خوردهاست. در سالهای اخیر نام خلیج عربی نیز در برخی منابع بطور محدود بکار رفته است.که البته این نام کاملا جعلی و دروغین است.و نام خلیج فارس تا ابد فارس خواهد ماند.
از دیدگاه حقوق بینالملل
سازمان ملل متحد در چندین نوبت در بیانیهها، اصلاحیهها و مصوبههای گوناگون و با انتشار نقشههای رسمی، نه تنها بر رسمی بودن نام «خلیج فارس» تاکید کرده، بلکه از هیاتهای بینالمللی خواسته که در مکاتبات رسمی به ویژه در اسناد سازمان ملل از نام کامل «خلیج فارس» استفاده نمایند.
لیست اسناد سازمان ملل درباره نام «خلیج فارس»
-
سند شماره ۶۱ نشست بیست و سوم سازمان ملل متحد در وین (۲۸ مارس تا ۴ آوریل ۲۰۰۶) با عنوان «رسمیت تاریخی، جغرافیایی و حقوقی نام خلیج فارس» [۱]
-
نقشه رسمی کمیسیون اقتصادی و اجتماعی غرب آسیا، شماره ۳۹۷۸ چاپ سازمان ملل (سپتامبر ۲۰۰۷)[۳]
-
نقشه رسمی ایران، شماره ۳۸۹۱ چاپ سازمان ملل (ژانویه ۲۰۰۴)[۴]
-
نقشه رسمی غرب آسیا، شماره ۳۹۷۸ چاپ سازمان ملل (نوامبر ۱۹۹۸)[۵]
در دوران باستان
قدمت خلیج فارس با همین نام چندان دیرینهاست که عدهای معتقدند خلیج فارس گهواره تمدن عالم یا خاستگاه نوع بشر است.» ساکنان باستانی این منطقه، نخستین انسانهایی بودند که روش دریانوردی را آموخته و کشتی اختراع کرده و شرق و غرب را به یکدیگر پیوند دادهاند.[نیازمند منبع]
دوران هخامنشی
دریانوردی ایرانیان در خلیج فارس، قریب پانصد سال پیش از میلاد مسیح و در دوران سلطنت داریوش اول آغاز شد. داریوش بزرگ، نخستین ناوگان دریایی جهان را به وجود آورد. کشتیهای او طول رودخانه سند را تا کرانههای اقیانوس هند و دریای عمان و خلیج فارس پیمودند، و سپس شبه جزیره عربستان را دور زده و تا انتهای دریای سرخ کنونی رسیدند. او برای نخستین بار در محل کنونی کانال سوئز فرمان کندن کانالی را داد و کشتیهایش از طریق همین کانال به دریای مدیترانه راه یافتند. در کتیبهای که در محل این کانال به دست آمده نوشته شدهاست:[نیازمند منبع]
|
|
«من پارسی هستم. از پارس مصر را گشودم. من فرمان کندن این کانال را دادهام از رودی که از مصر روان است به دریایی که از پارس آید پس این جوی کنده شد چنان که فرمان دادهام و ناوها آیند از مصر از این آبراه به پارس چنان که خواست من بود.» |
|
سفرنامه فیثاغورث ۵۷۰ قبل از میلاد تا سال ۱۹۵۸ در تمام منابع مکتوب جهان نام خلیج فارس و یا معادلهای آن در دیگر زبانها ثبت شدهاست.
داریوش در این کتیبه از خلیج فارس به نام «دریایی که از پارس میآید» نام بردهاست. در کتاب اوستا اگرچه از نام خلیج فارس بطور صریح نام برده نشده اما در مهر یشت در مبحث مهر یا میترا اشارهای نیز به اروندرود شدهاست که در آن دوره ارونگ گفته میشدهاست:
|
|
دارنده دشتهای فراخ و اسبهای تیزرو که از سخن راستین آگاه است و پهلوانی است خوش اندام و نبرد آزما، دارای هزار گوش و هزار چشم و هزار چستی و چالاکی یاد شده، کسی است که جنگ و پیروزی با اوست، هرگز نمیخسبد، هرگز فریب نمیخورد، اگر کسی با او پیمان شکند خواه در شرق هندوستان باشد یا بر دهنه شط ارنگ، از ناوک او گریز ندارد، او نخستین ایزد معنوی است که پیش از طلوع خورشید فنا ناپذیر تیز اسب بر بالای کوه هرا بر میآید و از آن جایگاه بلند سراسر منزلگاههای آریایی را مینگرد. |
|
در میان یونانیان باستان
یونانیهای باستان این خلیج را «پرسیکوس سینوس» یا «سینوس پرسیکوس» که همان خلیج فارس است، نامیدند. از آنجا که این نام برای نخستین بار در منابع درست و معتبر تاریخی که غیر ایرانیان نوشتهاند آمدهاست، هیچ گونه شائبه نژادی در وضع آن وجود ندارد. چنان که یونانیان بودند که نخستین بار، سرزمین ایران را نیز «پارسه» و «پرسپولیس» یعنی شهر یا کشور پارسیان نامیدند. استرابن جغرافیدان سدهٔ نخست میلادی نیز به کرات در کتاب خود از خلیج فارس نام بردهاست. وی محل سکونت اعراب را بین دریای سرخ و خلیج فارس عنوان میکند. همچنین فلاریوس آریانوس مورخ دیگر یونانی در کتاب تاریخ سفرهای جنگی اسکندر از این خلیج به نام «پرسیکون کیت» که چیزی جز خلیج فارس، نیست نام میبرد.
البته جستوجو در سفرنامهها یا کتابهای تاریخی بر حجم سندهای خدشه ناپذیری که خلیج فارس را «خلیج فارس» گفتهاند، میافزاید. این منطقه آبی همواره برای ایرانیان که صاحب حکومت مقتدر بودهاند و امپراتوری آنها در سدههای متوالی بسیار گسترده بود هم از نظر اقتصادی و هم از نظر نظامی اهمیت خارق العادهای داشت. آنها از این طریق میتوانستند با کشتیهای خود به دریای بزرگ دسترسی پیدا کنند و به هدفهای اقتصادی و نظامی دست یابند.
در سدههای اخیر
تا قرن ۱۹ میلادی، تقریبا در تمامی اسناد موجود، این آبراهه در فارسی با نام خلیج فارس یا دریای فارس، در عربی با نامهای الخلیج الفارسي یا بحرالفارسي یا بحرالعجم، و در زبانهای اروپایی با نامهایی مانند Persian Gulf، Sinus Persicus، Persische Golf، و Golfo di Persia نامیده میشده است.
در بازه زمانی کوتاهی در قرن ۱۷ میلادی، در اسناد بریتانیایی از این آبراهه با عنوان خلیج بصره نام برده شده بود که حکایت از اهمیت بصره در تجارت آن دوران داشته است.[نیازمند منبع] احتمالا از آنجاییکه بصره در کنار خلیج فارس واقع نشده، استفاده از این نام پس از مدت کوتاهی متوقف شد.
در زبان عربی
خلیج فارس با نام بحر فارس مشخص شده است
آثار عرب زبان نیز بهترین و غنیترین منابعی هستند که برای شناسایی و توجیه کیفیت تسمیه این دریا میتواند در این بررسی مورد استفاده قرار گیرد. در تمام منابع عربی تا قبل از سال ۱۹۵۸ خلیج فارس با نام بحر فارس و یا خلیج فارس ثبت شدهاست در این منابع و آثار از دریای فارس و چگونگی آن بیش از آثار فرهنگی موجود در هر زبان دیگری گفت و گو شدهاست. در آثار ابن بطوطه، حمدالله مستوفی، یاقوت حموی، حمزه اصفهانی، ناصرخسرو قبادیانی، ابوریحان بیرونی، ابن بلخی و دیگرانی که اکثر آنان کتابهای خود را به زبان عربی نیز نوشتهاند، و همچنین در آثار نویسندگان جدید عرب از نام «خلیج فارس» بدون کم و کاست یاد شدهاست.
بحر فارس
بحر فارس نامی است که عربها در قرون اولیه اسلام بجای دریای پارس بکار میبردند و این مفهوم شامل خلیج فارس و دریای عرب نیز میشد ولی در قرنهای اخیر تنها به پهنه آبی که شامل تنگه هرمز تا دهانه اروند رود میشود و بجای بحر فارس خلیج فارس میگفتند تا اینکه از سال ۱۹۵۸ بدنبال یک فراخوان از سوی رهبران قوم پرست در اتحادیه عرب مقرر شد که خلیج فارس را خلیج عربی بنامند و اکنون این نام جدید در ۲۲ کشور عربی بکار میرود و در بعضی از رسانههای غربی نیز این نام جدید بکار گرفته میشود. که این امر اعتراض شدید ایرانیان را برانگیختهاست. ایرانیان بر این باور هستند که نام جدید جعلی و با انگیزه سیاسی و از روی تعصب قومی بکار میرود و همچنان نام تاریخی خلیج فارس باید استفاده شود.[1]
سابقه تغییر نام خلیج فارس
درباره نام خلیج فارس تا اوایل دههٔ ۱۹۶۰ میلادی هیچ گونه بحث و جدلی در میان نبوده و در تمام منابع اروپایی و آسیایی و آمریکایی و دانشنامهها و نقشههای جغرافیایی این کشورها نام خلیج فارس در تمام زبانها به همین نام ذکر شدهاست.
اصطلاح «خلیج عربی» برای نخستین بار در دوره تحت قیمومت شیخ نشینهای خلیج فارس توسط کارگزاران انگلیس و بطور ویژه از طرف یکی از نمایندگان سیاسی انگلیس مقیم در خلیج فارس به نام رودریک اوون در کتابی بنام حبابهای طلایی در خلیج عربی در سال ۱۹۵۸ نوشت که «من در تمام کتب و نقشههای جغرافیایی نامی غیر از خلیج فارس ندیده بودم ولی در چند سال اقامت در سواحل خلیج فارس متوجه شدم که ساکنان ساحل عرب هستند بنابر این ادب حکم میکند که این خلیج را عربی بنامیم» وی و فرد دیگری بنام سر چارلز بلگریو به قصد تفرقه بین ایران و کشورهای عرب این موضوع را مطرح کردند.
سر چارلز بلگریو که بیش از ۳۰ سال نماینده سیاسی و کارگزار دولت انگلیس در خلیج فارس بودهاست، بعد از مراجعت به انگلستان در سال ۱۹۶۶ کتابی درباره سواحل جنوبی خلیج فارس منتشر کرد و در آن نوشت که «عربها ترجیح میدهند خلیج فارس را خلیج عربی بنامند».[۶]
بلافاصله پس از انتشار کتاب سرچارلز بلگریو که نام قبلی سواحل جنوبی خلیج فارس یعنی «ساحل دزدان» را بر روی کتاب خود نهاده اصطلاح «الخلیج العربی» در مطبوعات کشورهای عربی رواج پیدا کرده و در مکاتبات رسمی به زبان انگلیسی نیز اصطلاح «عربین گولف» جایگزین اصطلاح معمول و رایج قدیمی «پرشین گولف» شد.[۷]
نظر قومگرایان افراطی عرب
در بیست سال گذشته، مقالات و کتابهایی که در دفاع از تغییر نام خلیجفارس در همین کشورهای جدیدالتأسیس، منتشر شده، بر سه موضوع استوار است:
-
در سال ۱۷۶۲ «کارستن نیبور» نوشتهاست: سواحل خلیجفارس تابع دولت ایران نیست!
-
«رودریک اوون» در کتاب «حبابهای طلایی در خلیج عربی» نوشتهاست: در همه نقشههایی که دیدهام، خلیجفارس در آنها ثبت شده، اما من با زندگی در بحرین دریافتم که ساکنان دو سوی این دریا عرب هستند، پس ادب حکم میکند که این دریا را «خلیج عربی» بنامیم.
-
کشورهای عربی بیشتر از ایران هستند.[۸]
-
فقط ایرانیها آن آبراه را خلیج فارس مینامند!
خلیج انگلیسی و خلیج آمریکایی
انگلیسها نخستین عاملان کاشته شدن این تخم نفاق بودند زیرا از قدیم در صدد بودند که خلیج فارس را تبدیل به یک دریای انگلیسی کنند. بعدها در دههٔ ۱۹۸۰ میلادی آمریکاییها هم به پیروی از آنها از تبدیل خلیج فارس به خلیج آمریکایی سخن گفتند. از نظر آمریکاییها و اروپاییها این منطقه «شریان حیاتی غرب» در منطقه «استراتژیک غربی» و «حوزه منافع ویژه» است، لذا اگر قادر باشند خلیج فارس را به طور مستقیم یا غیر مستقیم تحت تسلط خود در میآورند

نوشته شده توسط ون هلسینگ در جمعه ششم دی 1387
|
My father came out, and I will take out your father! (پدرم در آمد و پدر تورا هم در ميارم)
May they take away your 'dead washer'! (مرده شورتو ببرن!)
Ghosts of your stomach! (ارواح شکمت!)
Don't put a hat on my head! (سرم کلاه نگذار!)
Why are you selling me wet wood?? (چراهيزم تر بمن مي فروشي?)
Light up my homework! (تکليفم رو روشن کن!)
His donkey passed the bridge. (خرش از پل گذشت)
Cut tail! (دم بريده)
What kind of dirt shall I put on my head? (چه خاکي بر سرم بکنم?)
His head is playing with his tail! (سرش با دمش (..) بازي مي کنه!)
Pull your carpet out of the water! (گليمتو از آب بکش!)
Happiness has hit you under your stomach! (خوشي زده زير دلش!)
Punch you so hard that electricity will come out of your eyes! (چنان بزنم که برق از چشمت بپره!)
Snake Venom! (زهر مار !)
Disease! (مرض!)
Pain without a cure! (درد بي درمون!)
He thinks he has fallen out of an elephant's nose?! (فکر مي کنه از دماغ فيل افتاده?!)
Dog's mustache (سگ سبيل)
I'll take out your eyes! (چشتو در ميارم!)
Your step on my eye! (قدمت روي چشمم!)
May I be sacrificed for you! (قربونت برم!)
You have seen camel; you haven't seen. (شتر ديدي نديدي.)
Don't drop worms! (کرم نريز!)
He does long tongue!! (زبون درازي مي کنه!!)
Donkey into donkey!!! (خرتوخره!!!)
They are like an elephant and a tea cup! (مثل فيل و فنجون مي مونن)
Don't put watermelon under my arms! (هندونه زير بغلم نده!)
I'll make you one with the wall! با ديوار يکيت مي کنم)!)
I wanted to see who my nosey person is?! (ميخواست ببنم فضولم کيه?!)
Don't look at me left left!! (بهم چپ چپ نگاه نکن!!)
Took the water from my face! (Aabeh roomo bord!)
Painted us black! (مارو رو سياه کرد!)
The door to the pot is open, where is the integrity of the cat? (در ديزي بازه حياي گربه کجا رفته?)
You can't ride a camel bending, bending! (شتر سواري دلا دلا نمي شه!)
The blind read! (کور خونده!)
The dog was hitting, the cat was dancing! (سگ ميزدگربه مي رقصيد!)
You brought my life up to my lip! (جونم و بلبم رسوندي!)
My soul reached my lips! (جونم بلبم رسيد!)
Inside head eater!! (توسري خور!!)
It's hit my head! (زده به سرم!)
Blind cat! ('گربه کوره!)
My head whistled! (سرم سوت کشيد!)
My job is done. (کارم تمومه.)
Burnt father! (پدر سوخته!)
His mouth still smells like milk! (هنوز دهنش بوي شير ميده!)
I haven't said anything to her and she has grown a tongue! هيچه بهش نگفتم، زبون در آورده)!)
I hope your eyes go blind! (چشمت کور!)
I grabbed it out of his belly. (از دلش در آوردم.)
One is too little, two is sad, the third is sure. (يکي کمه دوتا غمه سومي خاطر جمعه.)
It was hitting and banging! (بزن بکوب بود!)
May your hand not hurt. (دستت دردنکنه.)
May your head not hurt. (سرت درد نکنه.)
Don't be tired! (خسته نباشي!)
I hope your mind goes up! (فهمت بره بالا!)
Choke!!! (خفه شو!!!)
Killed the cat by the honeymoon suite! (گربه رو دم حجله کشت!)
Not coming not coming, when coming, two two coming!! (نمياد نمياد وقتي مياد دوتا دوتا مياد!)
No daddy!!! (نه بابــــــا!!!)
Go daddy!!! (برو بابــــــــْآ !!!)
Let's hit and go! (بزن بريم!)
One pot tells the other pot your face is black?! (ديگ به ديگ ميگه روت سياه?!)
Make him a donkey! (خرش کن!)
Come short! (کوتاه بيا!)
Money is not the bear's grass!! (پول علف خرس نيست!!)
A hundred years to these years! (صد سال به اين سال ها!)
Your warm breath! (دمت گرم!)
Her stomach is happy. (دلش خوشه.)
My stomach is tight. (دلم تنگه.)
My stomach burned for her! (دلم براش سوخت!)
Stomach to stomach has a path! (دل به دل راه داره!)
Big bear! (خرس گنده!)
Stomach is not in his stomach!! (دل تو دلش نيست!)
It doesn't have math or books! (حساب کتاب نداره!)
I'll eat your liver! (جيگرتو بخورم!)
Sink your teeth into liver a little bit! (يک کمي دندون رو جيگر بذار!)
It's raining dogs here! (اينجا سگ سارونه!)
One gear! (يک دنده!)
Dirt on your head!! (خاک برسرت!!)
My stomach is making salt! (دلم شور مي زنه!)
I died from laughter. (از خنده مردم.)
It is from my God! (از خدامه!)
He was stuck between the earth and the sky.. (مونده بود بين زمين و آسمون.)
From each of her fingers a talent rains! (از هر انگشتش هنر ميباره!)
Make your hat the judge! (کلاهتو قاضي کن!)
I won't even give you a non-curing disease! (درد بي درمون هم بهت نميدم!)
A flower has no front or back! (گل پشت رو نداره!)
Without dad and mom! (بي پدر مادر!)
He put a finishing stone! (سنگ تمام گذاشت!)
His health is a ball! (حالش توپه!)
I know him like the palm of my hand. (مثل کفت دستم مي شناسمش.)
Have I smelled the palm of my hand?? (مگه کف دستموبو کردم??)
She hits one handed! (يک دستي مي زنه!)
Without back of work! (پشتکارنداره!)
Donkey head! (کله خر!)
Wind hitter. (باد بزن.)
Water puller. (آب کش.)
Hat lifter! (کلاه بردار!)
You are the darling of my stomach. (عزيز دلمي.)
She is very heavy and colourful! (خيلي سنگين رنگينه!)
Don't make yourself spoiled!! (خودتو لوس نکن!!)
Drink of life! (نوش جان!)
Unknowledgeable in salt!! (نمک نشناس!!)
Without salt! (بي نمک!)
With salt! (با نمک!)
Without steam! (بي بخار !)
Don't be narrow and orange!! (نازک نارنجي نباش!!)
You ate my head!! (سرمو خوردي!!)
Again the same soup and the same bowl!! (بازهم همان آش و همان کاسه!!)
Your eyes see beautiful! (چشمتون قشنگ مي بينه!)
May your eyes be bright! (چشمتون روشن!)
He took her tear out! (اشکشو در آوردي!)
Her colour has jumped away! (رنگش پريده!)
The patient stone. (سنگ صبور.)
Your place is very empty! (جات خيلي خاليه!)
One hand has no voice. (يک دست سدا نداره.)
I want the donkey and the dates. (هم خرو ميخواد هم خرمارو.)
My new sleeve, eat rice!! (آستين نو بخور پلو!!)
Her friendship is like the friendship of Auntie Bear! (دوستيش مثل دوستي خاله خرسه اس!)
She still has two and a half swallows left!!! (هنوز دوقورت و نيمش باقيه!!!)
Don't see how tiny the pepper is, break it and see how sharp it is! (فلفل نبين چه ريزه بشکن ببين چه تيزه!)
One crow, forty crows! (يک کلاغ چهل کلاغ!)
Hear and don't believe! (بشنو و باور نکن!)
Leave it alone, it's not male male, or female female! (ولش کن نه نر نره نه ماده ماده!)
If you're a crow, then I'm a baby crow! (اگه تو کلاغي من بچه کلاغم!)
The onion has been hanging out with the fruit!! (پياز هم خودشو قاطي ميوه ها کرده!!)
Which instrument of yours should I dance to?? (با کدوم سازت برقصم??)
May God never subtract you from brotherhood! (خدا از برادري کمت نکنه!)
My stomach became a kabob! (دلم کباب شد!)
Die for someone who will have a fever for you! (براي کسي بمير که برات بميره!)
Ouch life/soul!! (آخ جوووون!!)
My veins and roots came out!! (رگ و ريشه ام در اومد)دوستم، بلاگ كامنت فراموشت نشه

نوشته شده توسط ون هلسینگ در جمعه ششم دی 1387
|

سبيل:
بعضي از مردان مانند هركول پوآرو با سيبيل خوش تيپ ميشوند. هيچ زني وجود ندارد كه با سبيل زيبا بنظر برسد.
اسامي مستعار:
اگر سارا، نازنين، عسل و رويا با هم بيرون بروند، همديگر را سارا، نازنين، عسل و رويا صدا خواهند زند. اگر بابك، سامان، آرش و مهرداد با هم بيرون بروند، همديگر را گودزيلا، بادام زميني، تانكر و لاك پشت صدا خواهند زد.
پرداخت صورتحساب ميز:
وقتي صورتحساب را مي آورند، با اينكه كلا 15هزار تومان شده، بابك، سامان، آرش و مهرداد هر كدام 10 هزار تومان روي ميز ميگذارند. وقتي دختران صورتحساب را دريافت ميكنند، ماشين حسابهاي جيبي خود را بيرون مي آورند.
پول:
يك مرد 2000 هزار تومان براي يك جنس 1000 توماني مورد نيازش مي پردازد. يك زن 1000 تومان براي يك جنس 2000 توماني كه نيازي به آن ندارد مي پردازد.
بگو مگوها:
حرف آخر را در جر و بحث ها زنان ميزنند. هر چيزي كه يك مرد بعد از آن بگويد، شروع يك بگو مگوي ديگر خواهد بود
آينده:
يـك زن تــا زمانيكه ازدواج نكرده نگران آينده است. يك مرد تا زمانيـكـه ازدواج نـــكرده هــــرگز نگران آينده نخواهد بود.
موفقيت:
يــك مرد موفق كسي است كه بيشتر از آنچه هـمــسرش خرج ميكند درآمد داشته باشد. يك زن موفق كسي است كه بتواند چنين مردي را پيدا كند.
ازدواج:
يك زن به اميد اينكه شوهرش تغيير كند با او ازدواج ميكند،ولي تغيير نميكند. يك مــرد به اين اميد با همسرش ازدواجميكند كه تغيير نكند، ولي تغيير ميكند.
روابط:
اول از همه، يك مرد يك رابطه را يك رابطه بحساب نمي آورد. وقتي رابطه اي تمام ميشود، زن شروع به گريه نموده و سفره دلش را براي دوستان دخترش ميگشايد و نيز شعري با عنوان "همه مردها نادانند" مي سرايد. سپس به ادامه زندگيش ميپردازد. مرد هنگام جدايي اندكي مشكلاتش بيشتر است. 6 ماه پس از جدايي ساعت 3 نيمه شب يك پنجشنبه، تلفن ميزند و ميگويد: "فقط ميخواستم بدوني كه زندگيمو از بين بردي، هيچوت نمي بخشمت، ازت متنفرم، تو يه ديوانه اي، ولي ميخوام بدوني باز هم يه فرصتي برامون باقي مونده." نام اين كار تماس تلفني "ازت متنفرم/عاشقتم" است كه 99 درصد مردان حداقل يك بار آنرا انجام ميدهند. برخي كلاسهاي مشاوره اي مخصوص مردان براي رها شدن از اين نياز تشكيل ميشود كه معمولا تاثيري در بر ندارند.
بلوغ:
زنان بسيار سريعتر از مردان بالغ ميشوند. اغلب دختران 17 ساله ميتوانند مانند يك انسان بالغ رفتار كنند. اغلب پسران 17 ساله هنوز در عالم كودكانه بسر برده و رفتارهاي ناپخته دارند. به همين دليل است كه اكثر دوستي هاي دوران دبيرستان به ندرت سرانجام پيدا ميكنند.
فيلم كمدي:
فرض كنيد چند زن و مرد در اتاقي نشته اند و ناگهان سريال نقطه چين شروع مي شود. مردها فورا هيجان زده شده و شروع به خنده و همهمه ميكنند، و حتي ممكن است اداي بامشاد را نيز درآورند. زنان چشمانشان را برگردانده و با گله و شكايت منتظر تمام شدنش ميشوند.
دست خط:
مردها زياد به دكوراسيون دست خطشان اهميت نميدهند. آنها از روش "خرچنگ غورباقه" استفاده ميكنند. زنان از قلم هاي خوشبو و رنگارنگ استفاده كرده و به "ي" ها و "ن" ها قوس زيبايي ميدهند. خواندن متني كه توسط يك زن نوشته شده، رنجي شاهانه است. حتي وقتي مي خواهد تركتان كند، در انتهاي يادداشت يك شكلك در انتها آن ميكشد.
حمام:
يك مرد حداكثر 6 قلم جنس در حمام خود دارد - مسواك، خمير دندان، خمير اصلاح، خود تراش، يك قالب صابون و يك حوله. در حمام متعلق به يك زن معمولي بطور متوسط 437 قلم جنس وجود دارد. يك مرد قادر نخواهد بود اغلب اين اقلام را شناسايي كند.
خواروبار:
يك زن ليستي از جنسهاي مورد نيازش را تهيه نموده و براي خريدن آنها به فروشگاه ميرود. يك مرد آنقدر صبر ميكند تا محتويات يخچال ته بكشد و سيب زميني ها جوانه بزنند. آنگاه بسراغ خريد ميرود. او هر چيزي را كه خوب بنظر برسر مي خرد.
بيرون رفتن:
وقتي مردي ميگويد كه براي بيرون رفتن حاضر است، يعني براي بيرون رفتن حاضر است. وقتي زني ميگويد كه براي بيرون رفتن حاضر است، يعني 4 ساعت بعد وقتي آرايشش تمام شد، آماده خواهد بود.
گربه:
زنان عاشق گربه هستند. مردان ميگويند گربه ها را دوست دارند، اما در نبود زنان با لگد آنها را به بيرون پرتاب ميكنند.
آينه:
مردها خودبين و مغرور هستند، آنها خودشان را در آينه چك ميكنند. زنان بامزه اند، آنها تصوير خود را در هر سطح صيقلي بازديد ميكنند -- آينه، قاشق، پنجره هاي فروشگاه، برشته كننده ها، سر طاس آقاي زلفيان...
تلفن:
مردان تلفن را به عنوان يك وسيله ارتباطي براي ارسال پيامهاي كوتاه و ضروري به ديگران در نظر ميگيرند. يك زن و دوستش مي توانند به مدت دو هفته با هم باشند و بعد از جدا شدن و رسيدن به خانه، تلفن را برداشته و به مدت سه ساعت ديگر با هم شروع به صحبت كنند.
آدرس يابي:
وقتي يك زن در حال رانندگي احساس ميكند كه راه را گم كرده، كنار يك فروشگاه توقف كرده و از كسي كه وارد است آدرس صحيح را ميپرسد. مردان اين را به نشانه ضعف ميدانند. آنها هرگز براي پرسيدن آدرس نمي ايستند و به مدت دو ساعت به دور خودشان ميچرخند و چيزهايي شبيه اين ميگويند: "فكر كنم يه راه بهتر پيدا كردم،" و "ميدونم كه بايد همين نزديكي باشه، اون مغازه طلا فروشي رو ميشناسم."
پذيرش اشتباه:
زنان بعضي اوقات قبول ميكنند كه اشتباه كردند. آخرين مردي كه اشتباهش را پذيرفته 25 قرن پيش از دنيا رفته است.
فرزند:
يك زن همه چيز را در مورد فرزندش مي داند: قرارهاي دكتر، مسابقات فوتبال، دوستان نزديك و صميمي، قرارهاي رمانتيك، غذاهاي مورد علاقه، اسرار، آرزوها و روياها. يك مرد بطور سربسته و مبهم فقط ميداند برخي افراد كم سن و سال هم در خانه زندگي ميكنند.
لباس شيك پوشيدن:
يك زن براي رفتن به خريد، آب دادن به گلهاي باغچه، بيرون گذاشتن سطل زباله و گرفتن بسته پستي لباس شيك مي پوشد. يك مرد فقط هنگام رفتن به عروسي و يا مراسم ترحيم لباس رسمي برتن ميكند.
شستن لباسها:
زنان هر چند روز يك بار لباسهايشان را ميشويند. مردها تك تك لباس هاي موجود در كمد، حتي روپوش و اونيفرم جراحي هشت سال پيش خود را مي پوشند و هنگاميكه لباس تميزي باقي نماند، يك لباس كثيف بر تن نموده و كوه ايجاد شده از لباسهاي چرك خود را با آژانس به خشك شويي منتقل ميكنند.
عروسي:
هنگام ياد كردن از عروسي ها، زنان در مورد "مراسم جشن" صحبت ميكنند، مردان درباره "ميهماني هاي دوران مجردي."
اسباب بازي:
دختران كوچك عاشق عروسك بازي هستند و وقتي به سن 11 يا 12 سالگي ميرسند علاقه شان را از دست ميدهند. مردان هيچگاه از فكر اسباب بازي رها نميشوند. با بالا رفتن سن آنها اسباب بازي هايشان نيز گران قيمت تر و پيچيده تر ميشوند. نمونه هاي از اسباب بازيهاي مردان: تلويزيون هاي مينياتوري و كوچك، تلفنهاي اتومبيل، مخلوط كن و آب ميوه گيري، اكولايزرهاي گرافيكي، آدم آهني هاي كنترلي، گيمهاي ويدئويي، هر چيزي كه روشن و خاموش شده، سر و صدا كند و حداقل براي كار كردن به شش باتري نياز داشته باشد.
گل و گياه:
يك زن از شوهرش ميخواهد وقتي مسافرت است به گل ها آب دهد. مرد به گلها آب ميدهد. زن پنج روز بعد به خانه اي پر از گلها و گياهان پژمرده برميگردد. كسي نميداند چرا اين اتفاق افتاده است

نوشته شده توسط ون هلسینگ در جمعه ششم دی 1387
|
به نام خدا
كاندوم يكي از روشهاي موثري است كه به نحو مناسبي باعث
پيشگيري از بيماريهاي مقاربتي , همينطور جلوگيري از حاملگي ميگردد.
معمولا جنس اكثر كاندومها لاتكس است كه جنس ارجح و مرغوب ميباشد
با اينحال در بازار انواع ديگري هم وجود دارد كه بهتر است
مصرف كنندگان نسبت به اين مسئله هوشياري لازم را داشته باشند..
به اين دليل كه هم نازكتر و هم مقاومتر و هم احتمال سرايت بيماري و ويروس در آنها كمتر است.
البته گاهي بعضي خانم ها نسبت به كاندومهاي لاتكس دار حساسيت دارند
كه در اين حالت بهتر است از انواع بدون لاتكس استفاده شود.
از نظر اينكه از چه اندازه اي استفاده شود معمولا همه از انواع متوسط و معمولي استفاده ميكنند
ولي اين مسئله در كشورهاي ديگر به دليل فرهنگ بالاي مصرف تفاوت ميكند
ومصرف كنندگان ترجيح ميدهند از اندازه هاي متناسبتري استفاده كنند.
اغلب كاندومها به طور معطر عرضه ميشود بطوري كه در غير اينصورت باعث دلزدگي مصرف كنندگان ميگردد..
البته منظور از دلزدگي اين هست كه چون بعضي از زوجين تمايل به س.ك.س دهاني دارند
ممكن است بوي نامطبوع كاندوم اثر نامطلوبي در مراحل انها داشته باشد...
يكي از نكات در نگهداري كاندوم اين هست كه
سعي كنيد كاندوم را هميشه در يك جاي مشخص و معين و درضمن قابل دسترس نگهداري كنيد.
همچنين كاندوم را بايد در محلي دور از حرارت، فشار، نور آفتاب و رطوبت دائمي نگهداري كرد
چرا كه در غير اينصورت نميتوان به آن اطمينان كرد مثلا
كيف پول جيبي شما كه هر روز متحمل فشار است جاي مناسبي براي نگهداري كاندوم نيست.
يكي از مزاياي مهم كاندوم جلوگيري از حاملگي است
با اينحال علاوه بر پيشگيري از حاملگي، از بيماريهاي مقاربتي نيز پيشگيري ميكند
و با كاهش خطر انتقال بيماريهاي مقاربتي از نازايي و خطر ابتلا به بيماري سرطان دهانه رحم را نيز در خانمها كاهش ميدهد.
گاهي به مواردي برخورد ميكنيم كه خانمها به مني شوهرشان حساسيت دارند,
در صورت حساسيت خانمها به مني شوهر استفاده از كاندوم مفيد ميباشد.
استفاده از آن در مرداني كه انزال زودرس دارند مفيد بوده است و سبب تاخير انزال و در نتيجه حفظ غرور ميشود.
استفاده از كاندوم روشي ارزان بوده و استفاده شخصي از آن نيز راحت ميباشد و احتياج به راهنمايي زيادي ندارد.
بعلاوه هرگاه لازم باشد ميتوان همراه ساير روشهاي ديگر جلوگيري، استفاده كرد، مانند چند ماه اول وازكتومي.
بعد از قطع مصرف آن نيز ميتوان حاملگي را ايجاد نمود و بدين ترتيب فاصله دخواه سني را بين فرزندان ايجاد نمود.
هر كاندوم براي يكبار مصرف است و قبل از مصرف لازم است به تاريخ انقضاي آن توجه نمود
و اگر از تاريخ آن گذشته است، از مصرف آن جدا خودداري كرد.
براي نرم كردن و لغزنده كردن كاندوم ميتوان از ژلهاي مخصوص اينكار و ليزكنندهها (لوبريكيشنها)
كه مواد اصلي آنها آب ميباشد استفاده نمود و از چرب كردن كاندوم جدا خودداري كرد
كه هر نوع چربي (وازلين، روغن و ...) باعث خرابي كاندوم ميشود.
اين نوع ژلها را ميتوان از داروخانهها تهيه كرد.
تماس كاندوم با اشياء برنده هنگام استفاده از آن مثل ناخن بلند و انگشتر ممكن است باعث پارگي كاندوم شود
استفاده از كاندوم با توجه به ارزان بودن و استفاده آسان آن در مقابل ابتلا به انواع بيماريهاي مقاربتي
و ايدز كه به صورت مختصر درباره آنها توضيح داده خواهد شد، امري عقلاني است،
چرا كه ابتلا به آنها هزينههاي درماني سنگين و خلاهاي رواني بسياري را پيآمد خواهد داشت.
گاهي به علت رنگي بودن كاندوم چنين به نظر ميرسد كه ضخامت آن بيشتر يا كمتر از حد معمول است
در حاليكه رنگ تند كاندوم چنين تصوري را ميدهد.
به علت پايين بودن فرهنگ مصرف و كم بودن اطلاعات،
گاهي افراد اظهار ميكنند كه مصرف كاندوم باعث پايين آمدن لذت ميشود
كه اين فقط وهم و تفكر غلط است ومصرف كاندوم هيچ تاثيري در اين پديده ندارد.
چنانچه در هنگام نزديكي متوجه پارگي يا سوراخ در كاندوم شديد و يا نزديكي مشكوك به حاملگي ناخواسته داشتهايد
با استفاده از قرصهاي پيشگيري از بارداري به روش زير ميتوان از وقوع يك حاملگي ناخواسته جلوگيري كرد:
بلافاصله (حداكثر تا 72 ساعت) پس از نزديكي مشكوك به حاملگي ناخواسته
2عدد قرص پيشگيري از بارداري از نوع اچ.دي (سفيد رنگ) را همزمان با هم
و 12 ساعت بعد 2عدد ديگر از همين قرص ميل شود. (جمعا 4 قرص اچ.دي)
چانچه قرص اچ.دي در دسترس نبود ميتوانيد بلا فاصله 4 قرص ال.دي (كرم رنگ) را با هم
و 12 ساعت بعد 4 قرص ديگر از همين قرص ميل شود. (جمعا 8 عدد قرص ال.دي)
بخاطر داشته باشيد كه هرچه خوردن قرصها را سريعتر شروع نماييد
امكان موفقيت اين روش براي پيشگيري از حاملگي ناخواسته بيشتر است.
گرچه اين روش در اكثر موارد از بارداري ناخواسته جلوگيري ميكند، ولي تاثير آن صد در صد نيست
و استفاده از اين روش مختص موارد اورژانس و اضطراري ميباشد
و نبايد بعنوان يك روش پيشگيري مستمر مورد استفاده قرار گيرد.
چه كاندومي مصرف كنيم؟
حتما ميبايست از كاندومهاي شناخته شده و تست شده مصرف كرد
چرا كه سوراخهاي كاندوم ممكن است به اندازهاي ريز باشد كه
فقط دستگاههاي الكترونيكي بتواند آن را تشخيص دهد
ولي اسپرم و ويروس ميتوانند از آن عبور كنند و چشم معمولي قادر به ديدن آن نباشد،
لذا حتما و هميشه از كاندومهايي كه صد در صد تست الكترونيكي شده مصرف كنيد
و در خريد آن به مارك كاندوم توجه كنيد كه حتما از ماركهاي معتبر باشد
چرا كه اخيراً برخي از كشورها اقدام به توليد كاندومهايي با مارك و حتي
شكل بسيار مشابه به ماركهاي معروف كردهاند كه كيفيت اصلي آن را ندارد و تست نشده هستند.
همچنين كاندومهايي با عكسهاي س.ك.سي وجود دارد كه اكثراً كيفيت جالبي ندارند و بصورت غير اتوماتيك بستهبندي ميشوند
و يا اگر هم وارداتي باشند بصورت قاچاق وارد ميشوند و اين گونه واردات ايجاب ميكند كه
كاندوم به صورت فئله و تحت فشار و فاقد شرايط مطلوب وارد شودكه اين امر خود از كيفيت آن ميكاهد.
ذكر اين نكته حائز اهميت است كه هيچوقت عكس روي كاندوم (بطور كلي هر كالايي) بيانگر كيفيت آن نيست.
روش مصرف كاندوم ,كاندوم را بايد قبل از نزديكي و در حالت نعوذ روي آلت كشيد بطوريكه آنرا كاملا بپوشاند
زيرا ترشحات مرد قبل از انزال نيز اسپرم وجود دارد.
هنگام استفاده ميبايست فضاي خالي كوچكي كه در انتهاي كاندوم وجود دارد و مايع مني در آن جمع ميشود را خالي كرد.
يعني برآمدگي ابتداي كاندوم كه يك فضاي خالي و محل جمع شدن مايع مني هست را
توسط دو انگشت شصت و ميانه گرفت، بطوريكه از هوا خالي شود. بعد با دست ديگر آنرا نصب نمود
زيرا در غير اينصورت هواي جمع شده در فضاي خالي مذكور، در حين دخول باعث پاره شدن كاندوم ميشود.
نبايد براي مصرف، كاندوم را هنگاميكه از بسته باز ميكنيم از حالت حلقوي درآوريم سپس آنر را نصب كنيم
زيرا در اينصورت ديگر كاربرد ندارد و پس از نصب گشاد ميشود و لق ميزند.
مصرف كاندوم مانند وقتي است كه جوراب را حلقه ميكنيد و بعد نوك پا را در آن ميگذاريد
و با لغزاندن و باز و كردن حلقه جوراب، آن را روي پاي خود ميكشيد.
مصرف كاندوم هم تقريبا چنين حالتي دارد.
گاهي درحين نصب كاندوم، متوجه ميشويد كاندوم نصب نميشود و هر چه آن را به پايين ميغلطانيد فايدهاي ندارد.
در اين مورد شما كاندوم را بر عكس گذاشتهايد، پس لازم است قبل از نصب (بدون باز كردن)
يك فوت داخل كاندوم بكنيد (مثل بادكنكي كه فوت ميكنيد) باز ميشود و ميتوانيد جهت صحيح آن را تشخيص دهيد.
بعد از انزال لازم است كه كاندوم را درآوريد و سر آن را تا بزنيد
و سپس در يك دستمال كاغذي و بعد در سطل آشغال بندازيد.
از انداختن كاندوم درتوالت و دستشويي خودداري كنيد
زيرا كاندوم غير قابل حل شدن در هر مادهاي است
و بهترين راه انداختن آن در كيسه زباله است

نوشته شده توسط ون هلسینگ در جمعه ششم دی 1387
|
ارسال پيام از طريق موبايل به يك كاربر Yahoo Messenger :
1-در قسمت تنظيمات sms وارد بخش Service Center بشين و يک مرکز جديد با شماره 9891100510+ بسازين و فعالش کنيد .
-
2-متن زير را در بخش پيغـام گوشی موبايل خود تايپ نماييد:
-
YM Yahoo messenger id Message Body
-
توضيح : در اين متن بجای Yahoo messenger id بايد id ياهو طرف مقابل رو بنويسين و به جای Message body هم متن پيامی که ميخواين ارسال بشه.
-
3-شمـاره تلفن 711 را به عنوان گيرنده وارد كنيد:
توجه کنيد که شماره دقيقا 711 هست و احتياجی 0912 يا 021 نداره
-
مثال:
YM CCWMAGAZINE Hello
-
عبارت بالا، پيام Hello را (به همراه شماره موبايل فرستنده) به كاربر CCWMAGAZINE در ياهومسنجر ارسال میكند.

نوشته شده توسط ون هلسینگ در چهارشنبه چهارم دی 1387
|
در LSD
کاپوت فایبر گلاس طرح کبری IFM Tuning
گلگیر جلو فایبر گلاس IFM Tuning
چراغ های عقب و جلو زنون
اگزوز سوپر اسپرینت
رینگ آلومنیومی
سپر جلو طرح vision سپر عقب طرح ؟؟؟ (سپر جلو و عقب مدلشون با هم فرق میکرد)
کمک فنر های اسپرت
باد گلگیر های عقب
اسپویلر
و…



منبع: http://arakcars.wordpress.com/

نوشته شده توسط ون هلسینگ در شنبه سی ام آذر 1387
|
محصولات چیتوز رو توی
این لینک ببینید
کرانچی و مانچی و ... خیلی از محصولات رو تاحالا کشف نکرده بیدیم بنا بر این حالا کشف میکنیم
این ها هم خوراک خومه

چیتوز جایزه هم داره؟
نمیدونم من چیتوز رو به خاطر کیفیتش میخرم!
با مسابقات رالی چیتوز هم خیلی حال میکنم


نوشته شده توسط ون هلسینگ در جمعه بیست و نهم آذر 1387
|
یاد مسئله جالبی افتادم. تفاوت فرهنگ غرب و شرق. در سالهای گذشته خبری مبنی بر بیمه شدن نشیمنگاه جنیفر لوپز و شکیرا خواننده های مشهور امریکایی در محافل اینترنتی نقل شد که سر و صدای بسیاری به پا کرد. اما نکته قابل توجه که در مشرق زمین روی داد خبری بود که در روزنامه های هندی درج شد، مبنی بر اهداء چشم آیشواریا رای که با پر کردن فرم اهداء عضو چشم هایش را اهداء کرد تا بعد از مرگ او در صورت قابل استفاده بودن چشم هایش قبل از خاکسپاری و یا سوزانده شدن جسدش چشم هایش به فردی که نیاز دارد پیوند زده شود که بعد از آن هنرپیشه دیگری در سینمای بالیوود با نام جوهی چاو لا نیز همین اقدام را انجام داد. اینجا تفاوت دو نوع فرهنگ در مشرق و مغرب به چشم می اید. البته این نکته نباید باعث شود که ما یک فرهنگ را برتر و دیگری را ضعیف بدانیم زیرا همین فرهنگ در عرصه های دیگر بسیاری در مقابل یکدیگر محاسن و معایبی دارد که قابل ذکر است و قصد من از ابراز این نکته بالا بردن فرهنگ شرق در مقابل غرب نیست زیرا خود به بعضی از نکات مثبت فرهنگ غرب اگاهم و آنان را ارج مینهم اما صحبت از چشم های زیبای جهان شد که مرا به یاد بیمه شدن جنیفر لوپز انداخت. راستی اگر جنیفر لوپز اسیب ببیند خسارت بیمه به چه درد او میخورد ؟ اون وقت چطوری میخواد بشینه اصلا؟
طبق معمول از شماره ده به یک میرویم.

Charlize Theron

Sophia Loren

Kristin Kreuk

Giada De Laurentiis

Sharbat Gula

Audrey Hepburn

Elizabeth Taylor

Lynda Carter

Angelina Jolie

Aishwarya Rai

نوشته شده توسط ون هلسینگ در شنبه شانزدهم آذر 1387
|
1- با احمق بحث نكنم و بگذاريم در دنياي احمقانه خويش خوشبخت زندگي كند.
2- با وقيح جدل نكنيم چون چيزي براي از دست دادن ندارد و روح ما را تباه ميكند.
3- از حسود دوري كنيم چون اگر دنيا را هم به او تقديم كنيم باز از زندان تنگ حسادت بيرون نمي آيد.
4- تنهايي را به بودن در جمعي كه ما را از خودمان جدا مي کند، ترجيح دهيم.
5- از «از دست دادن» نهراسيم که ثروت ما به اندازه شهامت ما در نداشتن است.
6- بيشتر را بر کمتر ترجيح ندهيم که قدرت ما در نخواستن و منفعت ما در سبکباري است.
7- کمتر سخن بگوييم که بزرگي ما در حرفهايي است که براي نهفتن داريم، نه براي گفتن.
8- از سرعت خود بکاهيم، که آنان که سريع تر مي دوند، فرصت انديشيدن به خود نمي دهند.
9- ديگران را ببينيم، تا در دام خويشتن محوري، اسير نشويم.
10- از کودکان بياموزيم، پيش از آن که بزرگ شوند و ديگر نتوان از آنان آموخت

نوشته شده توسط ون هلسینگ در جمعه پانزدهم آذر 1387
|
68 درصد از ازدواجهای صورت گرفته در یکی از تالارهای مشهور تهران، منجر به طلاق شده است.
این آمار، همه حکایت از این دارد که 68 درصد از کسانی که جشن ازدواج خود که را در این تالار برگزار کردهاند، گفتهاند زندگیشان حتی دوام یکساله نداشته و در نهایت از یکدیگر جدا شده اند.
بنابر این گزارش، طی یکسال گذشته بیش از 350 مراسم ازدواج در تالار فوق انجام شده است، که هزینههای هر مراسم از 150 میلیون فراتر بوده است.
شایان ذکر است برخی از چهرههای اقتصادی و حتی ورزشی کشور نیز جشن های عروسی خود را در این تالار برگزار کردهاند.
"ع .د" که از سرشناسان عرصه ورزش کشور محسوب میشود، مراسم ازدواج خود را در این تالار برگزار کرده است.
در برخی از ازدواجهای این تالار که در منطقه فرمانیه تهران قرار دارد میزان مهریه در نظر گرفته شده، سکه بهار آزادی به ارتفاع قله هایی همچون هیمالیا(8000متر) و دماوند(5610) بوده است.
این اطلاعات در حالی فاش میشود که مدیریت تالار مذکور قصد داشته است از کسانی که طی یکسال اخیر در تالار فوق مراسم خود را برگزار کردهاند، دعوت به عمل آورده و طی یک جشن تحت عنوان یکسالگی زندگی، از آنان تقدیر به عمل آورد که متوجه میشود 68 درصد از ازدواجهای انجام شده در تالار منجر به طلاق شده است.
شایان ذکر است در یکی از این جشنهای عروسی، ارزش تقریبی خودروهای میهمانان حاضر در تالار، 17 میلیارد تومان برآورد شده است.

نوشته شده توسط ون هلسینگ در جمعه پانزدهم آذر 1387
|
ـ از ظروف پلاستيکي در مايکروويو استفاده نکنيد.
ـ بطري هاي آب پلاستيکي را در فريزر قرار ندهيد.
ـ از لفافه و پوشش پلاستيکي در مايکروويو استفاده نکنيد.
1- ماده شيميايي Dioxin باعث بروز سرطان خصوصاً سرطان سينه مي شود.
2- ديوکسين يک سم بسيار قوي براي سلولهاي بدن است.
3- اخيراً تحقيقاتي توسط دکتر Edward Fujimoto مدير برنامه ريزي سلامت بيمارستان Castle آمريکا راجع به ديوکسين و چگونگي عملکرد آن در بدن صورت گرفته كه در نتيجه آن توصيه هاي ذيل ارائه شده است :
4- بطري هاي پلاستيکي آب را در فريزر براي انجماد قرار ندهيد چون اين کار باعث آزادسازي سم ديوکسين از ظروف پلاستيکي مي شود.
5- نبايد غذاهاي خود را در ظروف پلاستيکي در مايکروويو گرم کنيد مخصوصاً در مورد غذاهاي حاوي روغن و چربي او اعلام نموده ترکيب «چربي ـ حرارت بالا و پلاستيک» باعث آزادسازي ديوکسين به داخل غذا و نهايتاً بدرون سلولهاي ما ميشود.
6- بجاي آن براي گرم كردن غذا استفاده از ظرف شيشه اي مثل پيرکس و چيني توصيه مي شود، در اين حال شما همان نتيجه را از گرم کردن غذا فقط بدون ديوکسين ميگيريد.
7- غذاهاي فوري (Fast Food) و سوپها بايد از ظرف يکبار مصرف تخليه و در ظرف ديگري گرم شوند.
8- کاغذ بد نيست ولي نمي دانيم که مطمئن تر از ظروف شيشه اي و غيره باشد.
9- وقتيکه قبلاً رستورانهاي غذاي فوري (Fast Food) غذا را از ظروف يونوليت (Foam) به ظرف کاغذي جابجا کردند، مسئلۀ ديوکسين يکي از دلايل انجام اين کار بود.
10- لفاف هاي پلاستيکي فقط وقتي خطرناکند که با غذا براي پخت در مايکروويو استفاده شوند.
11- فرآوري غذاها در حرارت خيلي بالا باعث حل شدن و آزاد شدن ديوکسين از پلاستيک و تزريق آن بداخل غذا مي شود.
12- به عنوان جايگزين پوشاندن غذا با يک لفاف کاغذي توصيه مي شود

نوشته شده توسط ون هلسینگ در جمعه پانزدهم آذر 1387
|
ويل دورانت مورخ، فيلسوف و نويسنده آمريكايي و مولف «تاريخ تمدن» كه ايرانيان را مردماني ميهندوست، متفكر و باهوش خوانده است پنجم نوامبر سال 1981 در گذشت. وي در سال 1885 به دنيا آمده و 96 سال عمر كرده بود. او اعتراف كرده است كه بدون زن دلبندش، آريل، موفق به نوشتن تاريخ تمدن چندين جلدي خود نمي شد كه كار تحرير آن نيم قرن طول كشيد. اثر او كه جلد به جلد پس از آماده شدن انتشار مي يافت جمعا در 17 ميليون نسخه چاپ شده است. دورانت (ويليام جيمز دورانت) مطالب كتاب را به «آريل» ديكته مي كرد. علاقه اين زن و شوهر به هم به قدري بود كه در سال 1981 پس از انتقال دورانت به بيمارستان، آريل از لحظه اي كه از دكتر شنيد كه شانس زنده ماندن شوهرش اندك است ديگر لب به غذا نزد تا در گذشت. قلب دورانت نيز پس از اين كه شنيد آريل فوت شده از حركت باز ماند و به او پيوست و زن و شوهر در يك روز در كنار هم دفن شدند. آريل 13 سال جوانتر از دورانت و قبلا شاگرد او بود.
خانواده آريل از روسيه به آمريكا مهاجرت كرده بودند و هنگام ورود به آمريكا، آريل يك ساله بود. «دورانت» پيش از نوشتن كتاب تاريح تمدن، كتب تاريخ فلسفه، اصول حكمت و مسائل اجتماعي دوران معاصر را تاليف كرده بود. دورانت از جواني به سوسياليسم به عنوان روشي كه خواهد توانست به برابري انسانها در طول زندگاني و رفاه و سعادت آنان بيانجامد دلبست و بر خلاف نظر مادرش كه مايل بود پسرش كشيش شود به تحصيل تاريخ، فلسفه و ادبيات پرداخت و مدرس شد و سپس به پژوهش و كار تاليف پرداخت. مردم قدرشناس نام دورانت را كه به دريافت عاليترين نشان آزادي نائل شده و «بنياد دورانت» به ارتقاء فرهنگ و ادبيات سرگرم است نه تنها برخيابانهاي شهرها و مدارس و دانشكده ها گذارده اند بلكه شهرك هاي متعدد، روزنامه و حتي هتل به اسم نامگذاري كرده اند. رشته سخنراني هاي دورانت درباره ادبيات ايران در دهه 1950 در دانشگاه كلمبيا، بيش از پيش مردان فكر ميهن ما در قرون وسطا را به جهانيان شناسانيد. وي يك جلسه تمام، تنها به تفسير اين بيت حافظ پرداخته بود كه گفته است : غلام و بنده آنم كه زير چرخ كبود ـ زهر چه قيد تعلق پذيرد آزاد است . دورانت درباره فردوسي گفته است كه در ميهندوستي، همتاي فردوسي به دنيا نخواهد آمد و از اين بابت، ايران درجهان سرزميني منحصر به فرد است. مروري برتحريرات او اين نكات مهم را به دست مي دهد: تمدن با نظم عمومي آغاز مي شود، با آزادي رشد مي كند و در هرج و مرج و بي قانوني از ميان مي رود و من كشف كرده ام كه «آزادي» محصول «نظم» است ؛ ملتي كه از يك آموزش و پرورش خوب و پيشرفته بهره بگيرد به همه چيز خواهد رسيد؛ آگر دولتمردان روزهاي پيري و ناتواني خود را بتوانند در نظر بياورند كمتر به ناتوانان ظلم خواهند كرد؛ مروت يعني ستم روانداشتن به مغلوب، بركنار شده، شكست خورده و ناتوان؛ تمدن را نمي شود با فتح و غلبه از ميان برد؛ تمدن تنها از درون تخريب مي شود؛ مدنيت در جامعه با رعايت تساوي حقوق انسانها شكوفا و بارور مي شود و تبعيض ريشه آن را مي خشكاند. اگر رودخانه تمدن ديواره و سيل گير نداشته باشد ممكن است ويرانگري كند. مردم براي فرزندانشان به جاي مال بايد مدنيت به ارث بگذارند؛ برخلاف تصور با دمكراسي تنها نمي توان به پديده جنگ پايان داد، ولي با مدنيت ممكن است، سلامت ملل مهمتر از ثروت ملل است؛ كمتر سياستمدار و دولتمردي يافت مي شود كه استطاعت «موراليست» بودن داشته باشد؛ كتاب نويسي لذت بخشترين حرفه ها، موثر ترين كارها و بهترين خدمات است؛ دانش آموخته كسي است كه بداند كه هنوز چيزي نمي داند ....

نوشته شده توسط ون هلسینگ در جمعه پانزدهم آذر 1387
|

تحصيلات
هما سرشار در سال ۱۳۲۵ در شيراز متولد شده است. ديپلم را از دبيرستان رازی تهران، ليسانس رشتة ادبيات فرانسه را از دانشگاه تهران، فوق ليسانس رشتة مديريت ارتباطات را از دانشگاه كاليفرنيای جنوبی USC گرفتهاست. دارای دکترای افتخاری در رشتة روزنامهنگاری از دانشگاه جهانی آمريکا American World University است.
------
دوست دارم خود را روزنامهنگار بنامم. بيشتر از دوست داشتن بدان میبالم. هجده ساله بودم که در نخستين روزهای ورود به دانشگاه برای ترجمة نشريات فرانسه زبان به همکاری با "زن روز" خوانده شدم و يک شبه از خوانندة پر و پا قرص نشريات به نگارندهاش مبدل شدم. خيلی به دلم چسبيد و امروز پس از چهار دهه اين کشش رهايم نکرده است. ما روزنامهنگاران، نه چون شاعران استعداد بهرهگيري از استعاره و كنايه و اشاره را داريم، نه مثل نويسندگان توان خلق كردن و نه چون هنرمندان نيروي تخيل. ناچار همة عواطف و احساسات خود را، در رويارويي با حوادث روز، بهسادگي و خيلي طبيعي تجربه ميكنيم و همان گونه روي كاغذ ميآوريم. ما، چون همة انسانهاي معمولي، واكنشي آني، بيپيرايه و آينهوار داريم و نوشتههايمان نياز به تجزيه و تحليل ندارد- همين است كه هست.
برخي از اين نوشتهها را بسيار دوست دارم چون با تكتك ياختههاي وجودم پيوندي ناگسستني دارند و يادبودهاي فراموش نشدني زندگي من هستند. به بعضي ديگر، كه طي ربع قرن اقامت در اين مهمانخانة - به قول نيمايوشيج - مهمانكش روزش تاريك آزمودمشان، زياد احساس نزديكي نميكنم و شايد امروز ديدگاه بيان شده در آن را نپسندم. ولي در چاپ نوشتهها، بر وسوسة انتخاب پيروز شدم و همة ورقها را روي ميز چيدم تا - بدون كم و زياد - دگرگونيها وترديدهايم را نيز با شما شريك شوم.
تجربيات من، همان آزمودههايي است كه اين سالهاي تبعيد ناخواسته و غربت اجباري، براي شما نيز به همراه آورده است. سخنانم استادانه، اديبانه، عارفانه و روشنفكرانه نيست، حتي بديع و ناگفته هم نيست. نگرشي است در من و ما و سفري است كه براي رهروانش، به يادآوري و مرور ميارزد و براي آنان كه در اين راه گام ننهادند، به خواندن و انديشه. گذري است بر جريان گريختن از داماني كه گرم بود تا پناه بردن به كورهاي كه سوختن و گداختن به ارمغان آورد و سختجان شدن را پيشكش كرد. در اين راه، ما همگي همسفر بوديم.
سكوت من سكوت شما، فرياد من فرياد شما، تجربة من تجربة شما، اشك من اشك شما و لبخند من لبخند شما بود. من تنها ثبت را با سند برابر كردم.
هما سرشار
http://www.navab.org/govara/

نوشته شده توسط ون هلسینگ در جمعه پانزدهم آذر 1387
|
از عبارت «اينترنت پرسرعت» استفاده نكنيم!!
كدام اينترنت!؟ كدام پرسرعت!؟محمد مهدي مولايي- دنياي كامپيوتر و ارتباطات
اول - اي.دي.اس.ال (ADSL) تنها يكي از روشهاي ارائه و دسترسي به اينترنت در جهان است. روشي نه چندان جديد كه در ايران تنها در يكي- دو سال اخير كمي فراگير شده و شهروندان به تدريج با مزاياي آن آشنا ميشوند، هرچند كه اكثرا هنوز امكان دسترسي به آن را ندارند.
دوم - اگر از برخي نواحي بسيار محدود در تهران صرفنظر كنيم، در ايران شهروندان تنها ميتوانند به دو روش به اينترنت دسترسي داشته باشند. نوع اول سيستم دايلآپ (Dial-up) و روش ديگر اي.دي.اس.ال است. در مقايسه با سيستم دايلآپ كه تقريبا در دنيا منسوخ شده، اينترنت اي.دي.اس.ال داراي سرعت بالاتري است. البته روشهاي دسترسي به اينترنت ديگري هم وجود دارد كه سرعت بسيار بالايي را عرضه ميكنند ولي فعلا در ايران خبري از آنها نيست.
سوم - ارائه اينترنت اي.دي.اس.ال در ايران به شهروندان براي مصرف خانگي با سرعت بالاتر از 128 كيلوبيت مجاز نيست. به اين ترتيب عملا اينترنت اي.دي.اس.ال در ايران با دايلآپ تفاوت چنداني ندارد. وقتي از وزارت ارتباطاتيها به خاطر اين محدوديت انتقاد ميشود، آنها پاسخ ميدهند كه اين مصوبه را شوراي عالي انقلاب فرهنگي تصويب كرده و ما فقط مجري آن هستيم. البته ظاهرا وزير و معاونش انتقاد جدي نسبت به اين محدوديت ندارند. صحبتهاي چند ماه پيش آنها مبني بر اينكه همين سرعت 128 كيلوبيت براي كاربران ايراني كافي است، جنجالي رسانهاي را به دنبال داشت و ديدگاههاي وزارت ارتباطات را در زمينه اين محدوديتها منعكس كرد.
چهارم - همانطور كه گفته شد اين محدوديت حاصل مصوبه شوراي عالي انقلاب فرهنگي است. اينكه وزارت ارتباطاتيها ميگويند ما در اين زمينه فقط مجري مصوبه هستيم و اختياري براي لغو آن نداريم تا حدي ميتواند سخني قابل پذيرش باشد. رفع اين محدوديت هم طبيعتا نياز به مصوبه همان شورا يا نهاد ديگري مثل مجلس شوراي اسلامي دارد. اما نكته اصلي اينجاست كه شوراي عالي انقلاب فرهنگي يا مجلس شوراي اسلامي يا هر نهاد ديگري كه قدرت و اختيار لغو اين محدوديت را دارد تنها در صورتي ممكن است اقدام به تصويب مصوبهاي براي آزادسازي اينترنت كند كه از طرف نهاد فني درگير ماجرا يعني وزارت ارتباطات و فناوري اطلاعات، لزوم لغو چنين مصوبهاي با زباني فني توجيه و تشريح شود. با توجه به ديدگاههاي وزير كه ظاهرا لزوم چنداني براي لغو اين مصوبه نميبيند يا حداقل تلاش قابل توجهي در اين خصوص انجام نميدهد، اين انتظار كه پيگير برطرف كردن چنين محدوديتي باشد بعيد به نظر ميرسد.
پنجم - چند سالي بود كه كاربران ايراني اي.دي.اس.ال اعتراضات پراكندهاي داشتند مبني بر اينكه سطح خدمات دريافتيشان از شركتها پايينتر از خدمات خريداري شده است. به عبارت ديگر كاربران ميگفتند اينترنتي را كه به اسم سرعت ۱۲۸ كيلوبيت خريداري ميكنند سرعت بسيار پايينتري دارد و در اين ميان برخي شركتهاي اينترنتي به كمفروشي و به نوعي كلاهبرداري از شهروندان متهم ميشدند. صداي اعتراض كاربران به جايي نميرسيد تا اينكه ماه پيش وزير ارتباطات و فناوري اطلاعات به نوعي اين مسئله را تاييد كرد و از امكان شكايت شهروندان از شركتهاي ارائه خدمات اينترنتي خبر داد. به اين ترتيب و با تاييد دولتيها حداكثر سرعت اينترنتي كه براي شهروندان عادي ايراني متصور است ظاهرا از همان ۱۲۸ كيلوبيت هم پايينتر ميشود.
ششم - با اين تفاسير سئوالي پيش ميآيد كه چرا به اينترنت اي.دي.اس.الي كه رسما با حداكثر سرعت ۱۲۸ ارائه ميشود و در واقع در بهترين حالت به زحمت سرعت آن به ۱۰۰ ميرسد، اينترنت پرسرعت گفته ميشود؟ اگر اين اينترنت پرسرعت است، پس اينترنت چند مگابايتي كه حالا نه فقط در كشورهاي توسعه يافته، بلكه در كشورهاي در حال توسعه همسايه ايران با كمترين هزينه در دسترس است چه اسمي دارد؟ وقتي قرار است همين روزها خط اينترنتي با سرعت ۳۲ مگابيت در تركيه راهاندازي شود و در اختيار مشتريان قرار گيرد، چرا ما به خط 128 كيلوبيتي خودمان اينترنت پرسرعت ميگوييم؟
هفتم - اصولا اينكه اينترنت با سرعت بالا و گسترش كيفي و كمي خدمات اي.دي.اس.ال ميتواند چه نقشي در توسعه علمي، اقتصادي و فرهنگي كشور داشته باشند موضوع اين يادداشت نيست. در اين مورد رسانهها و كارشناسان بسيار سخن گفتهاند و مسئولان هم بسيار نشنيدهاند!
جان كلام يادداشت اين است كه اينترنت در دسترس شهروندان ايراني نسبت به اينترنتي كه حتي در كشورهاي هم سطح ايران وجود دارد از سرعت بسيار كمتري برخوردار است. در حالي كه اين روزها در دنيا بحث اينترنت چند ۱۰۰مگابيتي مطرح است، شهروند ايراني اگر خوششانس باشد كه اي.دي.اس.ال به محلهشان آمده باشد و توان مالي متوسط به بالايي داشته باشد، در بهترين حالت ميتواند از اينترنت ۱۰۰ كيلوبايتي استفاده كند.
با اين اوصاف بهتر است اسم چنين اينترنتي را «اينترنت پرسرعت» نگذاريم و مدام اين عنوان را در رسانهها به كار نبريم. ميتوانيم اينترنت «پرسرعت» را هم مسئلهاي فرض كنيم كه ديگران دارند و ما هنوز نداريم و ظاهرا قرار نيست داشته باشيم. مثل خيلي چيزهاي ديگري كه آنها دارند و ما نداريم و فقط ميتوانيم حسرتش را بخوريم.
منبع:ایتنا

نوشته شده توسط ون هلسینگ در جمعه پانزدهم آذر 1387
|
اینجا و آنجا در وبلاگ ها از ابراهیم دهباشی خواندم که لقب “مهربان ترین راننده تاکسی تهران” را دارد. خیلی ها تجربه روبرو شدن با او را نوشته اند. جالب اینجاست که خودش وبلاگ دارد در اینجا و از خاطراتش در خیابان های تهران و مسافرهایش می نویسد.
این جریان مرا به یاد یک راننده تاکسی دیگر انداخت. 12 سال پیش، در سال 1996 در نیمه شبی سرد زمستانی به شهر وین در اتریش رسیدم. از ایستگاه که بیرون آمدم، در جستجوی تاکسی های سیاه رنگ شهر وین چشمم روی یک ماشین بسیار قدیمی ماند. یک تاکسی، مرسدس بنز 180، ساخت سالهای 1950 تا 1960! در صف تاکسی ها نخستین ماشین بود. در آن هوای سرد به خود گفتم که من باید پیش از مسافر دیگری به این تاکسی برسم که البته در آن ساعت خلوت شب بسیار آسان بود. با ناباوری از
راننده پرسیدم: “مسافر می پذیرید؟” پیرمردی بود با موهای سپید چون برف و با لبخند گفت: “پس برای چه اینجا ایستاده ام؟” کماکان مردد و با احتیاط سوار شدم و نشانی را گفتم و او راه افتاد. دوباره با تعجب پرسیدم: “شما با چنین ماشینی کار می کنید؟” گفت: “من هفتاد سالم است و چهل سال است که با این ماشین با هم هستیم. ما با هم خواهیم مرد.” سپس پرسید: شما بار نخست است به وین می آیید؟ پاسخ مثبت دادم. گفت: “پس بگذارید مسیر را کمی دور کنم و چند جای خوب را به شما نشان دهم.” چه از این بهتر وگفتم: “اختیار با شماست.” در آن نیمه شب زمستانی این راننده تاکسی خوش اخلاق با سرعتی بسیار آهسته کناره خیابان کمربندی در مرکز شهر وین در منطقه یکم را می پیمود و جای جای این شهر سحرانگیز
تاریخی را به من نشان می داد: اینجا قصر سلطنتی است. آنجا موزه تاریخ طبیعی، اینجا نمایشگاه …
وقتی وارد اتاقم در هتل شدم، هنوز نیم ساعت گذشته باورم نمی شد.
چندی پیش که در وین سوار تاکسی شدم، از راننده سراغ آن راننده تاکسی و مرسدس بنز 180 را گرفتم. گفت او هنوز هست ولی تنها دیروقت در شب 3-2 ساعت کار می کند، کماکان چون 12 سال پیش در آن نیمه شب سرد زمستانی!
پانوشت: این عکس ها مشابه و هم رنگ آن تاکسی است که از اینترنت برداشته ام.

نوشته شده توسط ون هلسینگ در جمعه پانزدهم آذر 1387
|
باور می کنید؟ برای من هم غافلگیر کننده بود. در جمهوری چک 55 درصد مردم به هیچ دینی اعتقاد ندارند. به بیان دیگر، آنها آته ایست هستند. مردم چک 55 درصد آته ایست، 35 درصد مسیحی کاتولیک، 5 درصد مسیحی پروتستان، 2-1 درصد یهودی و بقیه نیز وابسته به فرقه های دیگر هستند.
در این که این آمار قابل اعتماد است، تردیدی نیست. دلیلش هم سیاست کلیساهای مسیحی است که مسیحیان را وادار می کنند که اعتقاد خود را در کلیسا به ثبت برسانند. البته دلیل این کار گرفتن پول همیشگی از آنهاست. اگر شما یک مسیحی معتقد باشید ولی رسما عضو کلیسا نباشید، کلیسا هیچ گونه “سرویس” به شما نخواهد داد؛ نه عقد شرعی، نه غسل تعمید و نه جایی در قبرستان! اگر این ها را می خواهید باید تمام عمر ماهیانه به کلیسا پول بپردازید. در آلمان 9 درصد از مالیات بر درآمد را کلیسا می گیرد. در آمریکا این رقم به 10 درصد در آمد ماهیانه می رسد.
می بینید دین فروشی چه پرسود است؟
نوشته دیگر پیرامون پراگ و جمهوری چک:
پراگ زیباتراز پیش،گوهری در قلب اروپا

نوشته شده توسط ون هلسینگ در جمعه پانزدهم آذر 1387
|
ماشین های آینده

اتومبیل های آینده که توسط David Miguel طراحی شده
با این ماشین ها میتونید از پله ها بالا برید
باهاشون نمیتونید خلاف کنید
میتونید ایستاده نشسته و یا به صورت داازکش رانندگی کنید.
هرگز چپ نمیکنید.

بدنه این ماشین ها آلیاژی مقاوم و سبک از ترکیب چند فلز مختلف ساخته شده.
ابعاد این ماشین ها زیاد بزرگ نیست و میتونید با خودتون ببریدش تو اتاق خوابتون اما فضا داخلی بهینه و بزرگی دارند.
با این ماشین ها هیچ وقت گم نمیشید چون مجهز به پیشرفته ترین سیستم های ماهواره ای است.
این ماشین ها مجهز به یک کامپیوتر پیشرفته هستن و امکان تصادف باهاشون خیلی کمه.
هیچ گونه آلودگی ندارند و به وسیله سوخت های گیاهی و برقی و انرژی خورشید حرکت میکنند.
مجهز به اینترنت پر سرعت هستند :)

پنچر نمیشوند و هنگام خرابی ایراد اتومبیل توسط خودش شناسایی میشه و به شما آموزش میده که چطوری تعمیرش کنید.
هیچ کسی نمیتونه این ماشین ها رو سوار شه و بدزده بلکه باید هکش کنه! (البته هک خودش همون دزدی یا نفوذ و سرقت هست)
قیمتشون ارزونه و هرکسی میتونه داشته باشه.



در صورت کپی کردن لطفآ منبع رو هم به صورت لینک درج کنید

نوشته شده توسط ون هلسینگ در سه شنبه پنجم آذر 1387
|
تورم ایران؛ رتبه اول خاورمیانه و چهارم جهان
صندوق بینالمللی پول در گزارش خود اعلام كرده است كه نرخ تورم ایران در سال 87 بالاترین میزان خود را شاهد خواهد بود و تا پایان سال 1392 نیز بالاترین میزان خواهد بود.
ایسنا: تازهترین گزارش صندوق بینالمللی پول حاكی از آن است كه نرخ تورم ایران در سال جاری بالاترین میزان در میان 14 كشور منطقه خاورمیانه و چهارمین نرخ تورم بالا در میان 183 كشور جهان خواهد بود.
تازهترین گزارش صندوق بینالمللی پول در خصوص دورنمای اقتصادی جهان نشان میدهد كه نرخ تورم ایران در سال جاری به 26 درصد خواهد رسید كه بالاترین میزان در خاورمیانه و چهارمین نرخ تورم بالا در میان كشورهای مورد ارزیابی قرار گرفته جهان (183 كشور) خواهد بود.
صندوق بینالمللی پول در گزارش خود اعلام كرده است كه نرخ تورم ایران در سال 87 بالاترین میزان خود را شاهد خواهد بود و تا پایان سال 1392 نیز بالاترین میزان خواهد بود.
انتظار میرود در سال 88 تورم 22 درصدی برای كشور به ثبت برسد كه تداوم روند نزولی این شاخص را در سال 1392 به 15 درصد خواهد رساند.
در میان كشورهای جهان كه صندوق بینالمللی پول به بررسی نرخ تورم در آنها پرداخته، میانمار با تورم 34.5 درصدی در صدر قرار گرفته و پس از آن جزایر سیچلس واقع در اقیانوس هند با نرخ تورم 27.3 درصدی در مكان دوم جهان جای دارد.
در میان كشورهای منطقه خاورمیانه نیز ایران با تورم 26 درصدی مكان اول را به خود اختصاص داده و یمن با نرخ تورم كمتر (17.2 درصد) مكان بعدی را اشغال كرده است.
همچنین كمترین تورم منطقه خاورمیانه متعلق به بحرین با نرخ 4.5 درصد است

نوشته شده توسط ون هلسینگ در جمعه بیست و ششم مهر 1387
|
آلبرت انیشتین در چهاردهم مارس 1879 در شهر اولم که شهر متوسطی از ناحیه و ورتمبرگ آلمان بود متولد شد. اما شهر مزبور در زندگی او اهمیتی نداشته است، زیرا یک سال بعد از تولد او خانواده وی از اولم عازم مونیخ گردید. پدر آلبرت ، هرمان انیشتین کارخانه کوچکی برای تولید محصولات الکترو شیمیایی داشت و با کمک برادرش که مدیر فنی کارخانه بود از آن بهرهبرداری میکرد. گر چه در کار معاملات بصیرت کامل نداشت. پدر آلبرت از لحاظ عقاید سیاسی نیز مانند بسیاری از مردم آلمان گر چه با حکومت پروسیها مخالفت داشت، اما امپراتوری جدید آلمان را ستایش میکرد و صدر اعظم آن «بیسمارک» و ژنرال «مولتکه» و امپراتور پیر یعنی «ویلهم اول» را گرامی میداشت.
مادر انیشتین که قبل از ازدواج پائولین کوخ نام داشت بیش از پدر زندگی را جدی میگرفت و زنی بود از اهل هنر و صاحب احساساتی که خاص هنرمندان است و بزرگترین عامل خوشی او در زندگی و وسیله تسلای وی از علم روزگار موسیقی بود. آلبرت کوچولو به هیچ مفهوم کودک اعجوبهای نبود و حتی مدت زیادی طول کشید تا سخن گفتن آموخت، بطوری که پدر و مادرش وحشت زده شدند که مبادا فرزندشان ناقص و غیر عادی باشد. اما بالاخره شروع به حرف زدن کرد، ولی غالباً ساکت و خاموش بود و هرگز بازیهای عادی را که مابین کودکان انجام میگرفت و موجب سرگرمی کودک و محبّت فی مابین میشود را دوست نداشت.
آلبرت مرتباً و هر سال از پس سال دیگر طبق تعالیم کاتولیک تحصیل کرد و از آن لذّت فراوان میبرد وحتّی در مواردی از دروس که به شرعیات و قوانین مذهبی کاتولیک بستگی داشت چنان قوی شد که میتوانست در هر مورد که همشاگردانش قادر نبودند به سؤالهای معلّم جواب دهند او به آنها کمک میکرد.
انیشتین جوان در ده سالگی مدرسه ابتدائی را ترک کرد و در شهر مونیخ به مدرسه متوسطه «لوئیت پول» وارد شد. در مدرسه متوسطه اگر مرتکب خطایی میشدند، راه و رسم تنبیه ایشان آن بود که میبایست بعد از اتمام درس ، تحت نظر یکی از معلّمان ، در کلاس توقیف شوند و با درنظر گرفتن وضع نابهنجار و نفرت انگیز کلاسهای درس ، این اضافه ماندن شکنجهای واقعی محسوب میشد.
ذوق هنری
ذوق هنری انیشتین چنان بود که او وقتی پنج ساله بود، روزی پدرش قطب نمایی جیبی را به وی نشان داد، خاصّیت اسرار آمیز عقربه مغناطیسی در کوک تأثیر عمیقی گذاشت. با وجود آنکه هیچ عامل مرئی در حرکت عقربه تأثیری نداشت، کودک چنین نتیجه گرفت در فضای خالی باید عاملی وجود داشته باشد که اجسام را جذب کند. وقتی که انیشتین پانزده ساله بود حادثهای اتفاق افتاد که جریان زندگی او را به راه جدیدی منحرف ساخت.
هرمان پدر او در کار تجارت خویش با مشکلاتی مواجه شد و در پی آن صلاح را در آن دیدند که کارخانه خود را در مونیخ بفروشد و جای دیگری را برای کسب و کار خود ترتیب دهند. از آنجا که وی خوش بین و علاقمند به کسب لذّتهایی بود، تصمیم گرفت که به کشوری مهاجرت کند که زندگی در آن با سعادت بیشتری همراه باشد و به این منظور ایتالیا را انتخاب کرد و در شهر میلان مؤسسه مشابهی را ایجاد کرد. هنگامیکه وارد شهر میلان شدند آلبرت به پدر خود گفت که قصد دارد تابعیت کشور آلمان را ترک گوید. آقای هرمان به وی تذکر داد که این کار زشت و نابهنجار است.
دوران دانشجویی
در این دوران مشهورترین مؤسسه فنی در اروپا مرکزی به استثنای آلمان ، مدرسه دارالفنون سوئیس در شهر زوریخ بوده است. آلبرت در امتحان داوطلبان شرکت کرد، ولی بخاطر اینکه در علوم طبیعی اطلاّعات وسیعی نداشت درامتحان پذیرفته نشد. با این حال مدیر دارالفنون زوریخ تحت تأثیر اطلاّعات وسیع او در ریاضیات واقع شد و از او درخواست کرد که دیپلم متوسطهای را که برای ورود به دارالفنون لازم است در یک مدرسه سوئیسی بدست آورد و او را به مدرسه ممتاز شهر کوچک «آرائو»که با روش جدیدی اداره میشد معرفی کرد.
بعد از یک سال اقامت در مدرسه مذبور دیپلم لازم را بدست آورد و در نتیجه بدون امتحان در دارالفنون زوریخ پذیرفته شد. با اینکه درسهای فیزیک دارالفنون آمیخته با هیچگونه عمق فکری نبود، باز هم حضور در آنها آلبرت را تحریک کرد که کتب جستجو کنندگان بزرگ این را مورد مطالعه قرار دهد. او ، آثار استادان کلاسیک فیزیک نظری از قبیل: بولتزمان ، ماکسول و هرتز را با حرص عجیبی مطالعه کرد. شب و روز اوقات او با مطالعه این کتابها میگذشت و ضمن مطالعه آنها با هنر استادانهای آشنا شد که چگونه بنیان ریاضی مستحکمی ساخت. او درست در خاتمه قرن 19 تحصیلات خود راپایان داد و به مسأله مهم تهیه شغل مواجه شد.
از آنجا که نتوانست مقام تدریسی در مدرسه پلی تکنیک بدست آورد، تنها یک راه باقی ماند و آن این بود که چنین شغل و مقامی در مدرسه متوسطهای جستجو کند. اکنون سال 1910 شروع شده و آلبرت بیست و یک سال داشت و تابعیت سوئیس را بدست آورده بود. او در هنگام داوطلب شغل معلّمی خصوصی گردید و پذیرفته شد. انیشتین از کار خود راضی و حتّی خوشبخت بود که میتواند به پرورش جوانان بپردازد، امّا بزودی متوجّه شد معلمّان دیگر نیکی را که او میکارد ضایع و فاسد میکنند و این شغل را ترک کرد.
بعد از این دوران تاریک ، ناگهان نوری درخشید و بعد از مدّتی در دفتر ثبت اختراعات مشغول به کار شد و به شهر «برن» انتقال یافت. کمی بعد از انتقال به شهر برن انیشتین با میلواماریچ همشاگردی قدیم خود در مدرسه پلی تکنیک ازدواج کرد و حاصل آن دو پسر پی در پی بود که اسم پسر بزرگتر را آلبرت گذاشتند. کار انیشتین در دفتر اختراعات خالی از لطف نبود و حتّی بسیار جالب مینمود وظیفه وی آن بود که اختراعات را که به دفتر مذبور میآوردند، مورد آزمایش اوّلیه قرار میداد.
شاید تمرین در همین کار موجب شده بود که وی با قدرت خارق العاده و بیمانند بتواند همواره نتایج اصلی و اساسی هر فرض و نظریه جدیدی را با سرعت درک و استخراج کند. چون انیشتین بخصوص به قوانین کلی فیزیک علاقه داشت و به حقیقت در صدد بود که با کمک محدودی میدان وسیع تجارت را به وجهی منطقی استنتاج کند.
کسب کرسی استادی دانشگاه
در اواخر سال 1910 کرسی فیزیک نظری در دانشگاه آلمانی پراگ خالی شد. انتصاب استادان این قبیل دانشگاهها طبق پیشنهاد دانشکده بوسیله امپراتور اتریش انجام میگرفت که معمولاً حقّ انتخاب خویش را به وزیر فرهنگ وا میگذاشت. تصمیم قطعی برای انتخاب داوطلب ، قبل از همه ، بر عهده فیزیکدانی به نام «آنتون لامپا» بود و او برای انتخاب استاد دو نفر را مدّ نظر داشت که یکی از آنها «کوستاو یائومان» و دیگری «انیشتین» بود. «یائومان» آن را نپذیرفت و پس از کش و قوسهای فراوان انیشتین این مقام را پذیرفت.
وی صاحب دو ویژگی بود که موجب گردید وی استاد زبردستی گردد. اوّلین آنها این بود که علاقه فراوان داشت تا برای عدّه بیشتری از همنوعان خود و بخصوص کسانی که در حول و حوش او میزیستهاند مفید باشد. ویژگی دوّم او ذوق هنریش بود که انیشتین را وا می داشت که نه فقط افکار عمومی خود را به نحوی روشن و منطقی مرتّب سازد، بلکه روش تنظیم آنها به نحوی باشد که چه خود او و چه استفاده کنند از نظر جهان شناسی نیز لذّت میبرند.
هدف انیشتین این بود که فضای مطلق را از فیزیک براندازد، نظریه نسبیت سال 1905 که در آن انیشتین فقط به حرکت مستقیم الخط متشابه پرداخته بود، انیشتین با کمک اصل تعادل پدیدههای جدیدی را در مبحث نور پیش بینی کند که قابل مشاهده بودهاند و میتوانست صحت نظریه جدید او را از لحاظ تجربی تأیید کرد.
عزیمت از پراگ
در مدّتی که انیشتین در پراگ تدریس میکرد، نه فقط نظریه جدید خود را درباره غیر وی بنا نهاد بلکه با شدّت بیشتری نظریه خود را درباره کوانتوم نو را که در شهر برن شروع کرده بود، توسعه داد. با همه این تفاصیل انیشتین به دانشگاه پراگ اطّلاع داد که در خاتمه دوره تابستانی سال 1912 خدمت این دانشگاه را ترک کرد. عزیمت ناگهانی انیشتین از شهر پراگ موجب سر و صدای بسیار در این شهر شد، در سر مقاله بزرگترین روزنامه آلمانی شهر پراگ نوشته شد: «که نبوغ و شهرت فوق العاده انیشیتن باعث شد که همکارانش او را مورد شکنجه و آزار قرار دهند و به ناچار شهر پراگ را ترک کرد.»
انیشتین عازم شهر زوریخ گردید و در پایان سال 1912 با سمت استادی مدرسه پلی تکنیک زوریخ مشغول به کار شد. شهرت انیشتین به تدریج تا آنجا رسیده بود که بسیاری از مؤسسات و سازمانهای علمی جهان علاقه داشتند که وی به عنوان عضو وابسته با مؤسسه ایشان در ارتباط باشد. سالها بود که مقامات رسمی آلمان کوشش میکردند که شهر برلین نه فقط مرکز قدرت سیاسی و اقتصادی باشد، بلکه در عین حال کانون فعالیت هنری و علمی نیز محسوب گردد، به همین جهت از انیشتین دعوت به عمل آوردند. مدّت کمی بعد از ورود انیشتین به برلین ، انیشتین از زوجه خویش هیلوا که از جنبههای مختلف با او عدم توافق داشت جدا گردید و زندگی را با تجرد میگذارند.
هنگامی که به عضویت آکادمی پادشاهی انتخاب شد، سی و چهار سال سن داشت و نسبت به همکاران خود که از او مسنتر بودند بیش از حد جوان مینمود. در این حال همه انیشتین را در وهله اوّل مردی مؤدب و دوست داشتنی به نظر میآوردند. فعالیت اصلی انیشتین در برلین این بود که با همکاران خویش و یا دانشجویان رشته فیزیک درباره کارهای علمی مصاحبه و مذاکره کند و آنها را در تهیه برنامه جستجوی علمی راهنمایی کند.
انیشتین و جنگ جهانی اول
هنوز یکسال از اقامت انیشتین در برلین نگذشته بود که ماه اوت 1914 جنگ جهانی شروع شد. در مدّت جنگ جهانی اول ، روزنامههای برلین همه روزه از وقایع جنگ و شروع فتوحات ارتش آلمان بود. در عین حال انیشتین در منزل خود با دختر عمه خویش الزا آشنایی پیدا کرد. الزا زنی مهربان و خونگرم بود و همچنین او از شوهر مرحوم سابق خود دو دختر داشت، با اینحال انیشتین با او ازدواج کرد. جنگ بین المللی و شرایط معرفت النفسی که در نتیجه آن بر دنیای علم تحصیل گردید مانع از آن نشد که انیشتین با حرارت فوق العاده به توسعه و تکمیل نظریه ثقل خویش بپردازد.
وی با پیمودن راه تفکّری که در پراگ و زوریخ پیش گرفته بود توانست در سال 1916 نظریهای برای ثقل و جاذبه عمومی بنا نهد که مستقل از نظریههای گذشته و از نظر منطقی دارای وحدت کامل بود. اهمیت نظریه جدید به زودی مورد تأیید و توجه دانشمندانی واقع گردید که دارای قدرت خلاق علمی بودند. تأیید تجربی نظریه انیشتین توجّه عموم مردم را به شدّت جلب کرده بود از این پس دیگر انیشتین مردی نبود که فقط مورد توجّه دانشمندان باشد و بس. بزودی وی نیز همچون زمامداران مشهور ممالک ، بازیگران بزرگ سینما و تئاتر شهرت عام بدست آورد.
مسافرتهای انیشتین
تبلیغات مخالف و حملاتی که علیه انیشتین میشد موجب گردید که در تمام ممالک جهان و در همه طبقات اجتماعی توجّه عموم مردم بسوی نظریههای او جلب شود. مفاهیمی که برای تودههای مردم هیچگونه اهمیتی نداشته است و عامه ایشان تقریبا چیزی از آن درک نمیکردند، موضوع مباحث سیاسی گردید. انیشتین در این زمان سفرهای خود را آغاز کرد، ابتدا به هلند ، بعد به کشورهای چک و اسلواکی ، اسپانیا ، فرانسه ، روسیه ، اتریش ، انگلیس ، آمریکا و بسیاری کشورهای دیگر. امّا نکته قابل توجّه این است که وقتی انیشتین و همسر او به بندرگاه نیویورک شدند با استقبال شدید و تظاهرات پر شوری مواجه شدند که به احتمال قوی نظیر آن هرگز هنگام ورود یکی از دانشمندان رخ نداده بود.
انیشتین به آسیا و به کشورهای چین ، ژاپن و فلسطین سفر کرده است و این خاتمه سفرهای او بود. درسال 1924 بعد از مسافرتهای متعدد به اکناف جهان انیشتین بار دیگر در برلین مستقر گردید. حملات همچنان بر او ادامه داشت و نظریات او را به عنوان بیان افکار قوم یهود و به سود فاشیسم میدانستند، به این دلیل انیشتین به شهر پرنیستون در آمریکا میرود. بعد از چندی همسرش الزا در سال 1936 از دنیا میرود و خواهر انیشتین که در فلورانس بود به شهر پرنیستون نزد برادرش آمد.
در همین دوران انیشتین تابیعت کشور آمریکا را میپذیرد. انیشتین در سال 1945 طبق قانون بازنشستگی مقام استادی مؤسسه مطالعات عالی پرنیستون را ترک کرد. ولی این تغییر سمت رسمی ، تغییری در روش زندگی و کار او بوجود نیاورد. وی کماکان در پرنیستون بسر میبرد و در مؤسسه مذبور تجسّسات خود را ادامه دهد.
آخرین سالهای زندگی انیشتین
این دوران تجسس در نیمه انزوای شهر پرنیستون با اضطراب و اغتشاش آمیخته شده بود. هنوز ده سال دیگر از زندگی انیشتین باقی مانده بود، لیکن این دوره ده ساله درست مصادف با هنگامی بود که عصر بمب اتمی شروع میگردید و بشریّت تمرین و آموزش خویش را در این زمینه آغاز میکرد. بنابراین مسأله واقعی که برای او مطرح شد موضوع چگونگی پیدایش بمب اتمی نبود، با وجود اینکه منظور ما در اینجا دادن چشم اندازی مختصر از روابط انیشتین با حوادث بزرگ سیاسی آخرین سالهای زندگی او میباشد، باز هم اگر از دو موضوع اساسی یاد نکنیم همین چشم انداز هم ناقص خواهد بود. یکی از آنها نامه مشهور است که وی میبایست برای همکاری خود در شوروی سابق بفرستد و دوم شرح وقایعی است که در اوضاع و احوال فیزیکدانان آمریکایی ، خاصه دانشمندان اتمی ، در داخل مملکت خودشان تغییر بسیار ایجاد کرد.
اکنون میتوانیم بصورت شایستهتری همه آنچه را که گهگاه موجب تیره شدن پایان زندگی وی میشد مشاهده کنیم و سرانجام روز هجدهم آوریل 1955 بزرگترین دانشمند و متفکر قرن بیستم ، پیغمبر صلح و حامی و مدافع محنت دیدگان جهان ، مردی که احتمالأ همراه با ناپلئون و بتهوون مشهورتر از همه مردان جهان بوده است، در شهر پرنیستون واقع در ممالک متحده آمریکای شمالی از زندگی و تفکر و مبارزه دست کشید و از دار دنیا رفت و در گذشت.

نوشته شده توسط ون هلسینگ در جمعه دوازدهم مهر 1387
|
بوی خوش را همه دوست دارند،امّا شاید همه ندانند که چند نوع عطر وجود دارد.عطرهایی که به بازار عرضه می شوند هفت نوع اند:
1.عطر گل (بوی یک گل)
2.عطر دسته ای گل (بوی چند گل مختلف)
3.عطر تند ادویه (شامل ذرّاتی چون دارچین،میخک و ...)
4.عطر سبزه (بوی گل ها و گیاهان جنگلی،بلوط،سرخس و ...)
5.عطر شرق (مشک،عنبر و ...)
6.عطر میوه (بوی لیمو یا میوه هایی چون زردآلو و ...)
7.عطرهای مدرن (عطرهای شیمیایی که بعضی بوهای طبیعی را تداعی می کنند و برخی دیگر که کاملا جدا از طبیعت هستند.)

زمان خرید عطر:
اوّل صبح،بهترین زمان خرید عطر است؛زیرا شامّه قوی تر است و تشخیص بوها آسان تر.وقتی قصد خرید عطر دارید،پیش از خروج از خانه به خود عطر نزنید تا بتوانید بوی عطرهای متفاوت را تمیز دهید.
دنبال اسم نباشید:
عطری را انتخاب کنید که خودتان بویش را بپسندید.به تبلیغات تجاری و حرف دیگران گوش ندهید.نام عطری که سر زبان ها بیفتد و معروف شود بسیاری از آقایان و خانم ها را به دنبال خود می کشاند،در حالی که برای بیشتر آنها مناسب نیست.
آزمایش عطر:
انتخاب عطر به حسّ بویایی و بدن شما بستگی دارد.بوی واقعی عطر وقتی احساس می شود که با گرمای بدنتان تماس یابد.پس پیش از خرید حتما ابتدا عطر مورد نظرتان را امتحان کنید.برای این کار کمی عطر به مچ دستتان بزنید و صبر کنید تا خشک شود،بعد آن را بو کنید.حتّی اگر همان موقع شما را تحت تاثیر قرار داد فورا اقدام به خرید نکنید.بگذارید نیم ساعت بگذرد؛اگر بو از بین رفت،عطر مناسبی نیست.عطر خوب باید دست کم 4 تا 5 ساعت دوام بیاورد.شما برای گذراندن این نیم ساعت یا یک ساعت می توانید از مغازه ی عطر فروشی بیرون رفته و به ادامه ی کارتان پبردازید تا این زمان طی شود.اگر بوی عطر مورد نظرتان باقی ماند،آن وقت برگردید و آن را خریداری نمایید.اگر در حین آزمایش و انتخاب،6 – 5 مدل عطر را استعمال کردید؛از آزمایش عطرهای بعدی خجالت نکشید و عطرهای بیشتری را از فروشنده جهت تست بخواهید.این امر باعث می شود تا شما عطر مورد نظر خود را بهتر و بهتر پیدا کنید.
اندازه ی عطر:
درست است که عطر در اندازه های بزرگ از نظر اقتصادی مقرون به صرفه است،امّا بهتر است عطری را که برای اوّلین بار برگزیده اید در اندازه ی کوچک و به اصطلاح اندازه ی آزمایشی بخرید.اگر از مصرف آن راضی بودید می توانید دفعه ی بعد اندازه ی بزرگ آن را بخرید.
اشتباه بزرگ:
یکی از معمول ترین اشتباه ها این است که شما از بوی عطر کسی خوشتان بیاید و بدون درنگ آن را بخرید! ممکن است که شما از آن عطر خوشتان آمده باشد،امّا باید دید که آیا آن عطر هم از شما خوشش آمده است یا نه؟!
در ضمن،همیشه گران ترین عطر؛بهترین عطر نیست.چه بسا عطرهای ارزان تری که دوام بیشتر و بوی خوش تری دارند.
استفاده ی درست:
هنگام استفاده از عطر باید به چهار نکته توجّه داشته باشید:
اوّل اینکه عطر وقتی با پوست بدن تماس یابد،بویش منتشر می شود.
دوّم اینکه عطر باید در ظرفی مناسب و در بسته نگهداری شود تا بویش حفظ شود و پس از استفاده از آن،درش محکم بسته شود.
سوّم اینکه بینی شما بعد از مدّتی به بوی عطرتان عادت می کند و در برابر آن مقاوم می شود.باید این نکته ی مهم را به خاطر بسپارید که برای دیگران این طور نیست و آنها بوی عطر شما را همان طور که هست حس می کنند؛پس در مصرف عطر زیاده روی نکنید و با آن دوش نگیرید!
چهارم اینکه عطر را به نقاطی از بدن مانند زیر بغل ها نزنید،زیرا آن با تعرّق بدن مخلوط شده و بوی نامناسبی را از شما متصاعد خواهد کرد.برای زیر بغل ها می توانید از مام استفاده کنید.
عطر جدید:
اگر حال و روحیه ی خوشی ندارید،خرید یک عطر جدید مثل خرید یک لباس نو ممکن است در بهبود روحیه ی شما مؤثّر باشد.
با عطر دوش نگیرید!
از مصرف زیاد عطر خودداری کنید.عطر را فقط در نقاطی که بوی خوش را منتشر می کنند بزنید.در این صورت دیگران حس می کنند بوی خوش از خود بدن شما متصاعد می شود.این نقاط شامل مچ دست ها،روی شقیقه ها،آرنج ها در محلّ خم شدن دست،کف دستها و زیر زانوهاست.به نقاطی مانند پشت گوش ها و زیر بغل ها عطر نزنید.عطر؛پاکی و زیبایی،جزئی از شما هستند.یک خانم و یا یک آقای خوشبو و تمیز را نباید فقط در بیرون از خانه و یا در مهمانی ها دید!
جومونگ طنز سزگرمی اراک جوک طنز مسیح ماشین اراکی

نوشته شده توسط ون هلسینگ در پنجشنبه دهم مرداد 1387
|
هكرها روز به روز به روش هاي پيچيدهتري براي سرقت اطلاعات كاربران روي مي آورند، ولي با رعايت برخي نكات ساده ميتوان آسيب پذيري سيستم هاي رايانهاي را به حداقل رساند. از آنجا كه اين توصيه ها به زبان ساده و توسط يك هكر موفق سابق ارائه شده، مي تواند راهگشاي بسياري از كاربران ساده و عادي باشد. اين مطلب بر اساس مقاله شخصي آقاي كوين ميتنيك تهيه شده است.
وي از جمله هكرهايي است كه خوانندگان ايراني اخبار فناوري اطلاعات هم با نامش آشنا هستند و يكي از جنجالي ترين هكرهاي دنيا محسوب ميشود.
وي كه نام مستعار hacker poster boy را براي خودش انتخاب كرده بود، توسط وزارت دادگستري آمريكا به عنوان يكي از مهمترين و تحت تعقيب ترين جنايتكاران رايانه اي تاريخ آمريكا معرفي شد. هك هاي او حتي موضوع دو فيلم سينمايي هم بوده است: Freedom Downtime و Takedown
ميتنيك هك كردن را با سوءاستفاده از سيستم كارتي اتوبوس هاي لس آنجلس آغاز كرد تا به رايگان سوار اتوبوس شود. در ادامه به استراق سمع تلفني پرداخت و سپس به سراغ شبكه هاي رايانه اي ديجيتال و سرقت از نرم افزارها رفت. وي دو سال و نيم از عمرش را صرف هك كردن رايانه ها، سرقت اسرار تجاري شركت ها و افراد، ايجاد اختلال در شبكه هاي تلفني و نفوذ به سيستم ملي هشدار دفاعي در آمريكا نمود. او حتي از هك كردن رايانه هاي هكرهاي همكارش نيز ابايي نداشت.
وي پس از 5 سال زندان كه هشت ماهش را در انفرادي گذراند به فرد مفيدي براي جامعه مبدل شده و به عنوان مشاور امنيتي، نويسنده و سخنران در حال فعاليت است.
حفاظت از خود در محيط اينترنت كار بسيار پرچالشي است. اينترنت يك محيط جهاني است كه اشخاصي بي پروا از آن سوي كره زمين قادر به شناسايي نقاط ضعف رايانه شما و سوءاستفاده از آن هستند. آنها مي توانند از اين نقاط ضعف براي كنترل دسترسي به حساس ترين اسرار شما سواستفاده كنند.
آنها حتي مي توانند از رايانه شما براي ذخيره سازي اطلاعات به سرقت رفته كارت هاي اعتباري يا انواع محتويات نامناسب استفاده كنند. آنها مي توانند به كاربران بي پناه خانگي يا صاحبان مشاغل حمله كنند.
در اين بخش از گزارش، 10 اقدام مهم و اساسي كه براي حفاظت از اطلاعات و منابع رايانهاي در برابركاربران بد دنياي سايبر بايد انجام شود، از قول اين هكر سابق به اطلاع مي رسانيم.
*- نسخه پشتيبان از اطلاعات مهم تهيه كنيد
از همه اطلاعات خود نسخه پشتيبان يا بك آپ تهيه كنيد. شما در برابر حملات مصون نيستيد. سرقت و از دست رفتن اطلاعات براي شما هم ممكن است اتفاق بيفتد. يك كرم يا تروجان نفوذي براي از بين بردن همه اطلاعات شما كافيست.
*- انتخاب كلمه عبور مناسب را سرسري نگيريد
كلمات عبوري انتخاب كنيد كه معقول و منطقي بوده و حدس زدن آنها دشوار باشد. چند عدد را پشت سرهم رديف نكنيد. هميشه كلمات عبور پيش فرض را تغيير دهيد.
*- نرم افزار آنتي ويروس فراموش نشود
از نرم افزارهاي ضدويروس مشهور و معتبر استفاده كنيد و هميشه آنها را به روز كنيد.
*- سيستم عامل رايانه را بروز نگه داريد
سيستم عامل خود را به طور مرتب به روز كرده و تمامي وصله هاي امنيتي عرضه شده توسط شركت طراح هر سيستم عامل را بارگذاري و نصب كنيد.
*- مراقب نرمافزارهاي ضعيف امنيتي باشيد
حتي الامكان از استفاده از نرم افزارهاي ضعيف و در معرض حمله خودداري كرده و قابليت هاي خودكار نامطمئن آنها به خصوص در نرم افزارهاي ايميل را از كار بيندازيد.
*- رمزگذاري اطلاعات
از نرم افزارهاي رمزگذاري اطلاعات مانند PGP در زمان ارسال ايميل استفاده كنيد. از اين نرم افزار مي توانيد براي حفاظت از كل هارد ديسك خود نيز استفاده كنيد.
*- نصب نرمافزارهاي شناسايي عوامل نفوذي را فراموش نكنيد
حتما نرم افزاري براي شناسايي نرم افزارهاي مخرب جاسوس براي روي رايانه تان نصب كنيد. حتي بهتر است چندين نرم افزار براي اين كار نصب كنيد. برنامه هاي سازگار با ديگر نرم افزارهاي مشابه مانند SpyCop انتخاب هاي ايده آلي هستند.
*- به دور رايانه خود ديوار آتشين بكشيد
از ديوار آتش يا firewall شخصي استفاده كنيد. پيكربندي فايروال خود را به دقت انجام دهيد تا از نفوذ به رايانه شما جلوگيري شود. اين فايروال ها همچنين مانع وارد آمدن خسارت به شبكه ها وسايت هايي كه به آنها متصل هستيد، شده و قادر به تشخيص ماهيت برنامه هايي هستند كه تلاش مي كنند به شبكه اينترنت متصل شوند.
*- حذف برنامههاي دسترسي از راه دور
امكاناتي را بر روي رايانه به آنها احتياج نداريد از كار بيندازيد. به خصوص برنامه هاي كاربردي كه دسترسي به رايانه شما را از راه دور ممكن مي كنند (مانند Remote Desktop، RealVNC و NetBIOS) را حذف يا به اصطلاح disable كنيد.
*- از امنيت شبكههاي رايانهاي اطمينان حاصل كنيد
در جهت ايمن سازي شبكه هاي رايانه اي و به خصوص شبكه هاي بي سيم بكوشيد. شبكه هاي واي - فاي خانگي را با كلمه عبوري با حداقل 20 كاراكتر ايمن كنيد. پيكربندي اتصال لپ تاپ خود به شبكه را به گونه اي انجام دهيد كه برقراري ارتباط تنها در حالت Infrastructure اتفاق بيفتد.
هكرها روز به روز به روش هاي پيچيده تري براي سرقت اطلاعات كاربران روي مي آورند، ولي شما با رعايت همين نكات ساده، آسيب پذيري سيستم هاي رايانهاي خود را به حداقل خواهيد رساند.

نوشته شده توسط ون هلسینگ در دوشنبه دهم تیر 1387
|
پست ممکن است به همان کندی حلزونها باشد، دست کم در لهستان این گونه است
به گزارش خبرگزاری رویترز از ورشو یک کارمند تکنولوژی اطلاعات پس از اینکه نامهای را که در 20 دسامبر فرستاده شده بود، در 3 ژانویه دریافت کرد، محاسبه کرد که حتی حلزون میتوانست زودتر از این نامه را به خانهاش برسد.
به نوشته یک روزنامه محلی مایکل ژیبالسکی حساب کرد که 294 ساعت طول کشیده است تا نامه از فرستنده که در 11.1 کیلومتی خانه او ساکن بود، به دست او برسد.
با توجه فاصله و زمان سرعت حرکت نامه 0.03775کیلومتر بر ساعت بود. اما براساس اندازهگیری ژیبالسکی سرعت یک حلزون باغی 0.048کیلومتر بر ساعت است.

نوشته شده توسط ون هلسینگ در شنبه سیزدهم بهمن 1386
|
|
| |
جام جم آنلاين: چين كشور عجايب است و يكي از اين عجايب ، سگي است كه براي خريد به بازار مي رود. به گزارش پايگاه اينترنتي الرايه ، صاحب اين سگ ، او را براي خريد به سوپرماركت مي فرستد و سگ باهوش ، به خوبي ماموريتش را انجام مي دهد. صحنه اي كه در عكس مي بينيد خيابان اكسيانگ وان است و اين سگ هم 15 ماه بيشتر ندارد. |

نوشته شده توسط ون هلسینگ در پنجشنبه چهاردهم تیر 1386
|
بخش جدایی ناپذیر غالب شهربازی های مشهورRoller Coaster یا هما ن ترن هوایی خودمان است.این سرگرمی از مهیج ترین تجاربی است که هر انسان آماتوری قادر است آنرا تجربه کند.اما در ترن هوایی یک شهربازی در اوکایاما ژاپن خبری از ترن نیست و هرکس که می خواهد مسیر این ترن هوایی را بپیماید میبایست از نیروی پاهای خود و احیاناً همراهش استفاده کند
کسانی که میخواهند از این وسیله استفاده کنند هم هیجان سرازیر شدن از ارتفاعات مسیر را تجربه می کنند و هم از دوچرخه سواری و تماشای چشم انداز زیبای مسیر نیز لذت میبرند همچنین در جهت حفظ و ارتقاء سلامتی خود یک گام موثر برمیدارند اگر گذرتان به آنجا افتاد قویاً توصیه میشود دو نفره به این ورزش مفرح بپردازید که در آن ثواب بسیاری متصور شده اند

منبع:شکر.کام

نوشته شده توسط ون هلسینگ در شنبه بیست و ششم اسفند 1385
نمیدونم اینجا کدوم کشوره ولی احتمالآ باید پرتغال باشه


نوشته شده توسط ون هلسینگ در شنبه بیست و ششم اسفند 1385


خصوصيات آرام جعفري از زبان خودش


اين روزها مجموعه پرواز در حباب در حال پخش از شبكه سوم است با ايفاي نقش علي نصيريان، حميد كميلي و... كه البته بايد به اين جمع آرام جعفري را هم اضافه كنيم، بازيگري كه سال گذشته در ماه مبارك رمضان با بازي در مجموعه براي آخرين بار چهره شد. آرام جعفري كيست؟ دقيقا دو سال از انقلاب گذشته بود كه وي به دنيا آمد. او 22 بهمنماه سال 59 در تهران به دنيا آمد، فرزند دوم خانواده است تحصيلاتش را در رشته نقاشي به پايان رسانده و همچنين در عالم تئاتر بارها روي صحنه رفته است. جعفري اين بار با پرواز در حباب آمد، سريالي كه چهارشنبهها از شبكه سوم سيما پخش ميشود. وي داراي خصوصيات خاصي است كه در زير از زبان خودش ميخوانيید:

_ آرام همه آدمها رو دوست داره، لجبازه، مهربونه و غيرقابل پيشبينيه.
_ حدودا سه الي چهار سال به صورت جدي نقاشي ميكردم و در حال حاضر فرصت ندارم ولي راستش رو بخواهيد دلم براي نقاشي تنگ شده.
_ وقتي در كنار بازيگراني بازي ميكني كه فقط خودشون رو مهم ندونن انرژي ميگيري، بازيگراني كه بازيگر نقش مقابلشون هم براشون مهمه و حتي براي حس بازيگر مقابلشون از هر كمكي كه از دستشون بر بياد دريغ نميكنند.
_ من قبلا تئاتر كار ميكردم از وقتي كه سنم كم بود روي صحنه تئاتر بودم و بعد هم به طور اتفاقي وارد تلويزيون شدم.
_ من تعريف جداگانهاي از سوپراستار دارم. در كشور ما و سينماي ايران متاسفانه سوپراستارها دورهاي شدهاند. يك دوره اسم يك سوپراستار روي زبونهاست و بعد كه چهرهاي جديدتر و بازي جديدتر نظر همه رو جلب ميكنه و به قولي سوپراستار جديد مياد، ديگه نامي از سوپراستار قديمي شنيده نميشه به خاطر همين اكثر سوپراستارهاي سينماي ما يك دوره اذيت ميشوند اما اين وسط عدهاي هستند كه محبوب مردم هستند، من دوست دارم محبوب باشم.
_ بازيگرهاي زن در سينما و تلويزيون و همچنين تئاتر امروز ايران خيلي پربارتر و با حس و تكنيكالتر نسبت به ديروز كار ميكنند و در حال حاضر موقعيت هنرپيشه زن در ايران خيلي بهتر از قبل و چند سال پيش شده.
_ من ديوانهوار بچهها رو دوست دارم. براي مثال همين چند روز پيش كه از تلويزيون شيرخوارگاه رو نشون ميداد، هاي هاي زدم زير گريه.
_ يك برادر بزرگتر دارم كه ازدواج كرده است.
_ فوتبال را دنبال ميكنم، بازيهاي تيم ملي، استقلال و پرسپوليس را...
_ بدترين خاطره زندگيام مربوط ميشود به مرگ پدرم كه در سال 1376 بود.
_ كارم را با تئاتر آغاز كردم، از شاگردهاي استاد حميد سمندريان بودم، تئاتر حرفهاي را در تئاتر شهر كار كردم و كار در سريالهاي تلويزيوني را از سريال (ميگي نه نگاه كن) شروع كردم كه سال 78 ظهر جمعهها در برنامه كودك پخش ميشد، پس از آن در سريالهاي زير آسمان شهر، دختران، خانهاي در تاريكي، رسم شيدايي و لبه تاريكي نقشهايي برعهده داشتم...

نوشته شده توسط ون هلسینگ در پنجشنبه هفدهم اسفند 1385
دوقلوهاي سياه وسفيد



احتمالاً قبلاً خبري را در مطبوعات و اينترنت خوانده بوديد كه يك زن و مرد انگليسي فرزندان دوقلويي به دنيا آوردند كه يكي سياه و ديگري سفيد بوده است!
Gary Roberts عكاس از اين دوقلوهاي با مزه عكس هايي گرفته است كه در Daily Mail چاپ شده است.
Kian and Remee Hodgson دوقلوهاي سياه وسفيد ناهمسان (از دو تخمك و اسپرم جدا) كه در اتفاق نادري كه احتمال رخ دادن آن ۱ در ۱۰۰۰۰۰۰ است يكي سياه و ديگري سفيد شده است. در صورتي كه مي بايست هر دو دو رگه مي شدند.
الان دارم با گوگل ارث کار میکنم خیلی توپه
خوب یه نفر گفت این مطلب مال منه کپی رایت رو رعایت کن بی فرهنگ ما هم گفتیم چشم
به هر حال این مطلب داخل ایمیلم بود که از ایران عشق برام اومده بود
اینم وب سایتش
http://www.shekkar.com

نوشته شده توسط ون هلسینگ در جمعه چهارم اسفند 1385
|