






جومونگ افسانه ی جومونگ بازیگر جومون در تهران ایران
سانگ ایل گوك (جومونگ) بازیگر معروف كرهیی كه در سریال پربیننده «افسانه جومونگ» بازی میكند به دعوت شركت گلدیران نماینده انحصاری لوازم صوتی ـ تصویری و خانگی آل جی در ایران به زودی میهمان ایرانیان خواهد بود
روابط عمومی شركت گلدیران به ایسنا اعلام كرد كه گلدیران با توجه به علاقهی بسیار زیاد مردم ایران به مجموعه تلویزیونی «افسانه جومونگ» و در راستای سیاستهای فرهنگی شركت ال جی در خصوص تبادل فرهنگی فی مابین دو كشور از گوك در مقام سفیر ال جی برای سفر به ایران دعوت به عمل آورده است
به گزارش ایسنا،«افسانهی جومونگ» را كیمگوم هونگ ولی جوهوان درسال 2006 كارگردانی كردهاند. این سریال حماسی رزمی محصول شبكهی MBC كرهی جنوبی است و دراین كشور تصویربرداری شده است. «افسانهی جومونگ» در 81 قسمت ساخته شده است.
این سریال داستان جومونگ موسس امپراتوری گوگوریو در 37 سال قبل از میلاد مسیح است.او پسر ژنرال« هائه موسو» و «بانو یوهوا»بود .پادشاه «گوم وا» سرپرستی جومانگ و مادرش را پس از قتل پدر جومانگ برعهده گرفت كه گمان میرفت به دست سلسله «هان» به قتل رسیده است.«سوه ساه نو» دختر یك بازرگان بود كه به جومانگ در تحقق رویایش در جهت بنیانگذاری یك كشور جدید كمك كرد و بعدها همسر دوم او شد.

نسخه آمریكایی حضرت یوسف به کارگرداني «راجر يانگ» (کارگردان آمریکایی برنده جایزه امی) و با بازی «بن کینزلی» ،بازیگر برنده اسکار، «مارتین لندو»، بازیگر برنده اسکار و «لسلی آن وارن»، بازیگر برنده امی و نامزده جایزه اسکار، «پل مرکریو» و «مونیکا بلوچی» ساخته شده است.
در این فیلم «بن کینزلی» در نقش عزیز مصر، «لسلی آن وارن» در نقش زلیخا، «پل مرکریو» در نقش حضرت یوسف و بازيگر مشهور ايتاليايي «مونیکا بلوچی» در نقش زن آمنهوتب بازی کردهاند.
لازم به ذکر است داستان اين فيلم بر اساس کتاب مقدس (Bible) ساخته شده و مدت زمان کل اين فيلم سينمايي حدود 3 ساعت مي باشد.
اينم تصاوير مقايسه اي فيلم يوسف پيامير ايراني و آمريکايي:
تصوير1
تصوير2
تصوير3
تصوير4
تصوير5
![[Image]](http://www.aftabnews.ir/images/docs/n00077083-r-b-002.jpg)
فکر نمی کنم حداقل تا 10 سال دیگر چنین بودجه ای به سوژه حضرت یوسف اختصاص پیدا کند که بتواند یک الگو از جنس خودمان برای ما درست کند. خوش به حال کسانی که به نان و نوایی رسیدند. اما باز حیف که این سوژه هم از دست رفت. من که نمیتوانم از یک قدیس الگو بگیرم.



احمد فرهنگنیا: حواشی از همان ابتدای برنامه بر متن غلبه کرد؛ زمانی که مخاطبان متوجه شدند دکتر نادر طالبزاده در حالی تکیه بر صندلی نقد سریال LOST زده است که بیش از 4 قسمت اول آن را ندیده است. طبق گفته برگزارکنندگان، ایشان فرصتی برای تماشای این سریال نداشت و آنها ناچار شده بودند در همین چند روز گذشته نسخهای از 4 قسمت اول را در اختیار او قرار دهند تا بتوانند جلسه را برگزار کنند. نادر طالبزاده نیز پس از آنکه با اعتراضهای پی در پی تعدادی از حاضرین نسبت به اظهار نظرهای اشتباه خود روبهرو شد، مجدداً بر همین نکته تأکید کرد که «تماشای کل این سریال، حوصله میخواهد» و ادامه داد که چون این سریال، یک محصول صرفاً سرگرمکننده است و ارزش صرف وقت برای تماشای بیش از سه چهار قسمت را ندارد پس درباره همینها که دیده است توضیحاتی خواهد داد و همین هم برای درک مسأله کافی است. اما سؤال اینجا بود که اساساً قرار است چه اتفاقی در این جلسه بیفتد و مسألهای که قرار است درک بشود چیست. در هر صورت نادر طالبزاده با همین رویکرد و با تکیه بر جستوجوهای اینترنتی یکی دو روز گذشته خود درباره این سریال، تلاش کرد بتواند چند جملهای درباره LOST بگوید. اما زمان گذشت و مشخص نشد ایشان قصد دارد دقیقاً از چه زاویهای به این سریال بپردازد.
طالبزاده در ابتدا با این نکته شروع کرد که اساساً خود آمریکاییها چندان درباره این سریال صحبت نمیکنند و مثلاً اگر یک آمریکایی باخبر شود در ایران عدهای دور هم نشستهاند و درباره LOST حرف میزنند متعجب خواهد شد. او به جستوجوهای اینترنتی خود اشاره کرد و گفت حتی در نیویورکتایمز و واشنگتنپست نیز چیزی در این رابطه نیافته است. بنابراین نتیجه گرفت که «این کار ما کار ویژهای است». او که مرتباً از عبارت «فیلم LOST» استفاده میکرد، توضیح داد فیلمها به دو دسته «فرهنگی» و «عامهپسند» تقسیم میشوند و فیلمهای فرهنگی که همان «فیلم کالت»ها هستند، مؤلفههایی دارند که در این سریال وجود ندارد. به اعتقاد طالبزاده LOST جزو سریالهای عامهپسند آمریکایی است که در خلالش تبلیغات پودر رختشویی پخش میشود و بنابراین نمیتواند یک اثر فرهنگی باشد. نکته بعدی که مورد توجه طالبزاده قرار گرفته بود این بود که این سریال بعد از 11 سپتامبر ساخته شده است و شدیداً متأثر از فضای اجتماعی حاصل از آن اتفاق است. او گفت «فضای فیلم، طوری است که همه میترسند؛ از «دیگران» میترسند و این دقیقاً همان وضعیتی است که رسانههای آمریکا پس از 11 سپتامبر ساختند و مردم آمریکا را از تهدید بیگانگانی که نمیدیدند و نمیشناختند، ترساندند». اما طالبزاده درست مشخص نکرد «دیگران» سریال LOST را چگونه میتوان به «مسلمانان تندرو» که عامل وحشت آمریکاییها شده بودند ربط داد.
همانطور که هرگز نمیتوان فهمید چرا او قائل است ترس موجود در پسزمینه داستانی این سریال ناشی از تصویر موهوم رسانههای آمریکاست. او به جای اثبات این مدعا توضیحات بسیاری داد درباره ادعای آمریکا مبنی بر جنگ با تروریسم و تأثیرات آن بر محصولات فرهنگی غرب. دکتر طالبزاده سپس تعدادی نکته حاشیهای فنی درباره سریال ارائه داد و گفت «ولی اینها همه هیچ و پوچ است و شما فردای تماشای این فیلم، هیچ احساس خاصی ندارید. برای همین هیچ عاقلی آن را نقد نکرده است».
بعد از این توضیحات، خلاصهای از 4 قسمت اول پخش شد و سپس طالبزاده صحبتهای خود را از سر گرفت. اولین مسأله او این بود که در این سریال هیچ چیز واقعی نیست بلکه همه چیز سمبلیک است. این موضوع باعث شد تعدادی از حضار تلاش اندکی کنند تا این موضع را زیر سؤال ببرند. طالبزاده درباره شخصیت مسلمان سریال، «سعید جراح»، صحبتهایی کرد که بعد هنگامیکه توضیحات مخاطبان را شنید نظر خود را تغییر داد و بیان کرد: «این شخصیت با این مشخصاتی که شما میگویید آدم پیچیدهای است و آمریکاییها همین را میخواهند بگویند که مسلمانان آدمهای پیچیده و بسیار توانمند و غیر قابل پیشبینی هستند. شخصیت سعید پیچیده نشان داده شده و این نشانه ترس رسانههای آمریکاست». اما واکنش مخاطبان وقتی صریحتر شد که او گفت «در تمام این سریال، هیچ اسمی از خدا برده نمیشود». این نکته فوراً با واکنش چند نفر از حاضران روبهرو شد و آنها با بیان نمونههایی از سریال، با این حرف نادر طالبزاده مخالفت کردند.
مسأله جالبتر وقتی شکل گرفت که بحث کمکم از پشت تریبون به میان جمعیت منتقل شد و حاضران با یکدیگر صحبت و تبادل نظر کردند. طالبزاده که تا این لحظه فقط خودش صحبت میکرد، با وضعیتی مواجه شد که تعدادی از شرکتکنندگان تقریباً صحت تمام نکاتی که او درباره سریال مطرح کرد را مورد تردید قرار دادند.
شاید نادر طالبزاده خود بهتر میدانست که این وضعیت مناسبتری است، چراکه خطاب به مجری مراسم که سعی داشت بحث را به محل اصلی خود برگرداند تا میهمان برنامه بتواند دیدگاههای نقادانهی خود را تشریح کند، گفت که اطلاعات دوستان حاضر در جلسه بسیار کامل است و به نکات خوبی اشاره میکنند و بنابراین بهتر است اجازه بدهند ماجرا به همین صورت ادامه پیدا کند. اما بحثها بدون انسجام میان مخاطبان مطرح شد و در آن میان طالبزاده نیز علاوه بر تأیید برخی نقدهای حاضران تلاش میکرد در مواردی از خود نیز دفاع کند. اما مسألهای که طالبزاده تا انتها بر آن پای فشرد، کماهمیت بودن سریال و غرض داشتن سازندگان آن بود. و اتفاقاً همین دو نکته تا انتها روشن نشد که LOST «چرا کماهمیت است؟» و سازندگانش «دقیقاً چه غرضی دارند؟».
■
«اخلاق حرفهای شما چطور به شما اجازه میدهد با دیدن ناقص یک اثر تلویزیونی درباره آن چنین نظراتی دهید؟» این اعتراض تند یکی از حاضران بود که با هیچ جواب روشنی از سوی طالبزاده پاسخ داده نشد. بعد از جلسه نیز طالبزاده در برابر سؤالات آنها پاسخ داد که چون سی سال فعالیت سینمایی داشته و فراوان به آمریکا رفته، پس با دیدن یک سکانس یا یک پلان از یک فیلم یا سریال حق دارد و میتواند درباره فضا و لحن و ساختار و داستان و ویژگیهای فرمی و غیرفرمی حاکم بر آن سخن براند.
شاید اینجا پرداختن به اشکالاتی که بر صحبتهای نادر طالبزاده میتوان گرفت فایدهای نداشته باشد. شاید بهتر باشد در چنین جلساتی، یک نفر مخالف نیز حاضر باشد تا بحثها اینچنین پراکنده طرح نشود. شاید رعایت ابتداییترین اصول اخلاق حرفهای در مواجهه با پدیدههای فرهنگی بتواند راهگشای چنین جلساتی باشد.
امروز توی سایت http://www.imdb.com داشتم میچرخیدم که متوجه یه شاهکار جدید شدم "اره ۵" از سری مجموعه فیلم های اره در حال ساخته شدن است .
جالبه اسم Tobin Bell بازیگر اصلی فیلم که در فیلم شماره ۳ به دست یکی از قربیان کشته شد هم در لیست بازیگران دیده میشه
کارگران فیلم "David Hackl" است که در "اره ۳" و "اره ۴" گارگردان دوم بود.
از پنج عکسی که از این فیلم منتشر شده حدس میزنم یه نفر به قتل ها رو ادامه بده و در واقع راه "جیگ ساو" رو در پیش بگیره کسی که "جیگ ساو" رو به عنوان الگوی خودش قرار میده.
با کمی جست و جو تریلر این فیلم رو توی یاهو پیدا کردم . http://video.yahoo.com/watch/3190593/9023613

۴ عکس دیگه در ادامه مطلب
[/align]
فیلم اره ۲
اين فيلم رو همين الان ديدم و به نظرم خيلي جالب بود . اول يكم توضيح در مورد فيلم SAW براتون مي گذارم و بعد SAW 2
يك سال قبل همين موقع ها بود كه يك فيلم بى ادعا و بى سر و صدا آمد و منقدان و بيننده ها را متحير كرد. «اره» فيلم مستقل و كم خرجى بود كه با مجموعه اى از بازيگران ناشناس (به استثناى دنى گلاور سابقاً معروف) و توسط يك كارگردان جوان و كم تجربه استراليايى به نام جيمز وَن ساخته شده بود. ون و لى وانل داستان فيلم را با هم پرداختند و وانل آن را تبديل به فيلمنامه كرد.

بى تجربگى اين دو باعث مى شد كه هيچ تهيه كننده اى ابتدا به ساكن به آنها اعتماد نكند و به همين خاطر يك سكانس از فيلم را به طور آزمايشى و با بازى خودشان ساختند و به استوديو ارائه كردند. همين يك سكانس كافى بود كه بودجه مورد نياز آنها تصويب شود.
هر چند كه «اره» توسط عواملى نه چندان باسابقه و معتبر ساخته شد، اما فيلمنامه آن به قدرى درخشان بود كه باعث موفقيت آن شد. شروع فيلم با دو نفر است كه به همراه يك جسد در اتاقى گرفتار شده اند و زمان محدودى دارند كه خودشان را نجات بدهند. اين يكى از تكان دهنده ترين سكانس هاى افتتاحيه چند سال اخير بود و فيلم تا پايان هم با همين قدرت پيش مى رفت. جيمز ون گفته كه كارگردان هاى محبوبش ديويد لينچ و داريو آرجنتو هستند و فيلم او هم بازتابى از سبك همين دو نفر بود. ضمن اينكه فيلمنامه درخشان «اره» يكى از بهترين پيچ هاى دور از انتظار يك دهه اخير را ارائه داده و تيزهوش ترين بيننده هم تا آخر فيلم نمى تواند حدس بزند كه چه دروغ بزرگى را باور كرده است.
جالب اينكه اين فيلم بعد از ارائه شدن براى درجه بندى، درجه «بالاتر از ۱۷ سال» گرفت و دليل بسيار عجيبى براى اين درجه بندى اعلام شد: «لحن فيلم». اين بار خشونت و خونريزى هيچ صحنه خاصى از فيلم مورد اعتراض قرار نگرفته بود و براى اولين بار «لحن» يك فيلم نامناسب تشخيص داده مى شد. به هر حال فيلم با تدوينى مجدد و حذف بعضى صحنه هاى قطع عضو و خونريزى توانست درجه بنديش را اصلاح كند.
«اره» در جشنواره ساندنس مورد استقبال قرار گرفت و علاوه بر تحسين شدن در جشنواره ها و جوايز متعدد، نامزد جايزه ساترن بهترين فيلم ترسناك هم بود. هر چند كه فيلم فروش خيلى فوق العاده اى نداشت، ولى تبديل به فيلم محبوب همه طرفداران فيلمهاى ترسناك و معمايى در سال ۲۰۰۴ شد.
هرچند كه باز هم از عوامل مطرح وستاره هاى شناخته شده در فيلم SAW 2 استفاده نشده، اما اعتبار فيلم اول باعث شد كه عده زيادى منتظر قسمت دوم باشند و به همين خاطر فيلم فروش بسيار خوبى كرد و احتمالاً به ۱۰۰ ميليون دلار هم خواهد رسيد. سازندگان فيلم از فرمول قديمى دنباله سازى فيلم هاى موفق استفاده كرده اند: هر چه در فيلم اول اتفاق مى افتاد را تكرار كن و فقط مقدارش را بالا ببر. به همين خاطر در فيلم دوم هم همان قاتل قبلى (به نام پازل) عده اى را در يك اتاق زندانى كرده و آنها بايد قبل از اينكه در اثر استنشاق گاز سمى بميرند، راهى براى خروج پيدا كنند و در دام هايى كه پازل برايشان گذاشته هم نيفتند. اين بار تعداد به دام افتاده ها هشت نفر است.
كارگردان قسمت اول، در فيلم دوم فقط تهيه كننده اجرايى است و جاى خود را به دارن لين بوسمن داده كه او هم كم تجربه و بى اسم و رسم است. بوسمن در كنار لى وانل، فيلمنامه نويس فيلم اول، فيلمنامه «اره ۲» را نوشته اند. البته فيلمنامه اوليه سالها قبل توسط بوسمن نوشته شده بود و او به دنبال تهيه كننده اى بود كه اجازه دهد او بر اين مبنا اولين فيلمش را كارگردانى كند كه به دليل خشونت زياد فيلمنامه هيچ كس حاضر به اين كار نمى شد. بلافاصله بعد از موفقيت «اره» در جشنواره ساندنس و فروش خوب آن، تهيه كنندگان به او پيشنهاد دادند كه با توجه به شباهت فيلمنامه اش به «اره»، آن را در بازنويسى تبديل به «اره ۲» بكند و خودش هم آن را بسازد. به اين ترتيب فيلمنامه نوشته شد و بوسمن با اولين تجربه كارگردانى فيلم بلندش به موفقيت و شهرت رسيد.
در حال حاضر شركت فيلمسازى تازه تأسيس برادران واينستين با او قراردادى براى ساخت دو فيلم ديگر بسته اند. لى وانل هم فيلمنامه فيلم ديگرى به نام «سكوت» را نوشته كه در مرحله پيش توليد است. جيمز ون هم كارگردانى اين فيلم را به عهده خواهد داشت. با توجه به سابقه موفقيت فيلم هاى دو سال اخير اين دو نفر ممكن است سال ديگر همين موقع، «سكوت» در صدر جدول پرفروش ها باشد.
به نظر مى رسد قتل هاى پازل در «اره ۲»، برخلاف قربانيان اين قتل ها، براى سازندگان فيلم خوش يمن بوده است
جوک زشت نظیر شنبه عکس یانگوم کلیژ موبایل جواهری در قصر یانگوم یانگم جواب تبیان جواب سینما گلخانه جواب از تو میپرسند عکس های یانگوم anti filter proxy ،یلتر شکن Iraq war عکس یانگوم یانگوم ufo u.f.o جوک جوک و اس ام اس سکسی سایت باحال خفن سکسی آهنگ جدید نانسی ویدئو نظیر شنبه چهار خون 4خونه عکس های دختران ناز ایرونی عکس دختر ایرونی دختر تهرونی عکس عکس خفن عکس دختر های ایرونی ایرونی
ازدواج محمدرضا گلزار با مهناز افشار
اين كه بازيگران سينماي ايران، از ديرباز هميشه با شايعات دست و پنجه نرم ميكردند، چيز عجيب و غريبي نيست، البته نه تنها در ايران، بلكه در تمامي كشورهاي جهان چهرههاي مشهور هميشه در كانون توجهات هستند، بهخصوص زندگي شخصيشان، شايد كمتر پيش بيايد كه هفتهاي زندگي شخصي و خانوادگي، نيكول كيدمن، جنيفر لوپز، جورج كلوني، بريتني اسپيرز، شكيرا و ديگر بازيگران معروف هاليوود زير ذرهبين مطبوعات نباشند، البته در آنجا مطبوعات از آزادي عمل بيشتري برخوردارند و براي شايعات خود در حد چند سطر نوشته بسنده نميكنند... بلكه سعي ميكنند با تصاويري كه توسط خبرنگاران پاپاراتزي شكار ميكنند، براي ادعاي خود، تصاويري را به خوانندهها انتقال دهند... اما اين تمام قصه نيست، چرا كه پس از چاپ اگر بازيگر، خواننده و يا ورزشكار به ضررش تمام شود، غرامت سنگيني از نشريه مورد نظر ميگيرد و اگر برايش آن خبر، اهميتي نداشته باشد، اصلا به آن توجه نميكند...
اما در ايران همه چيز برعكس است، مطبوعات به راحتي درباره كسي، چنان مطالبي مينويسند و
نه تنها به شخصيت فرد موردنظر نزديك نيست، بلكه به هيچ عنوان ارتباطي ندارد و عيجب اين كه، فرد مورد نظر هم هيچ اقدامي نميكند... يكي از اين بازيگران معروف كه حال بايد نام سوپراستار را رويش گذاشت و دوست نداشت نامش فاش شود به ما گفت: ديگر برايم اين شايعات بياساس عادي شده است، يعني اصلا توجهي نميكنند، چرا كه آنقدر نشريه زرد، از اين در و آن در مثل قارچ درآمده كه نميدانيم كدام يك راست ميگويند يا دروغ... اگر بخواهيم از آنان شكايت كنيم، بايد دو ماه وقتمان را به جاي لوكيشنهاي فيلمبرداري در دادگاه بگذرانيم... تعدادشان هم كه ماشاءا... يكي دو تا نيست... اين بازيگر نام آشناي سينماي ايران ميگفت، پس سعي ميكنيم از كنار آن بيتوجه بگذريم...
زماني كه از او پرسيديم، پس پاسخ دوستان و اقوام را چه ميدهيد گفت: شايد برايتان جالب باشد، براي آنان هم عادي شده است. ديگر آنان هم متوجه شدند كه اين نشريات تنها به خاطر تيراژ بالاتر دست به چنين كارهايي ميزنند و تيتر انتخاب ميكنند، و جالبتر اين كه مردم هم متوجه شايعات و اخبار كذب اين نشريات شدهاند كه حاضرند براي فروش بيشتر اقدام به چنين كارهايي كنند و با آبروي اشخاص بازي كنند، در صورتي كه ادعاي كار فرهنگي هم دارند... مردم چقدر در اين نشريات، شايعاتي را بخوانند كه پس از مدتي متوجه شوند، كذب محض است، پس براي آنان هم عادي شده است...
شما در طول چند سال اخير به اخباري كه در مورد «هديه تهراني» گفته شد، توجه كنيد، ميدانيد اين نشريات چندبار او را به خانهبخت فرستادند، يكبار محمدرضا گلزار را شوهر آينده او معرفي كردند، روز ديگر فلان كارخانهدار... روزي يكي از بازيگران تازه كار سينماي ايران به نام «صفوي» را... روز ديگر فيلمبردار ايرانيالاصل فيلم سينمايي ارباب حلقهها را و... اما همه ميدانيم كه هديه خانم همچنان مجرد است و زندگي با مادر را براي خود انتخاب كرده است... 
و يا درباره همين بازيگران مجموعه نرگس... انواع و اقسام شايعات، گفتگوهاي خيالي، خبرهايي از زندگي شخصيشان و... اما شايد در تاريخ سينماي ايران پس از انقلاب هيچ بازيگري مانند «محمدرضا گلزار» خوراك و سوژه مطبوعات نشد... او بارها توسط اين نشريات ازدواج كرد و جدا شد، درحالي كه او زندگي آرامي را در كنار خانوادهاش سپري ميكند...
اين روزها در بيشتر مطبوعات ايران، از ازدواج قريبالوقوع او با «مهناز افشار» مطالبي به چاپ ميرسد كه باعث تعجب همگان شده است... رضا گلزار داماد ميشود، مهناز افشار عروس ميشود، فيمل سينمايي «آتشبس»، به واقعيت نزديك شد... رضا و مهناز در زمان تصويربرداري عاشق يكديگر شدهاند و...
اما... يكي از نزديكان رضا گلزار كه هر روز با اوست، اين خبر را كذب محض دانست و گفت: چنين
چيزي واقعيت ندارد، جالب است، اين خبر را از شما ميشنوم، به او گفتم اكثر نشريات اين موضوع را نوشتند و حتي تيتر يك مطالب خود انتخاب كردند كه او گفت: «شايد باورتان نشود، ما اصلا به اين نشريات توجهي نميكنيم، شايد تا چندي پيش نگاهي به آنان ميانداختيم و لبخند ميزديم، اما حالا حتي نگاه هم نميكنيم، وي در ادامه ميگويد: تا چندي پيش، دوستان و اقوام گاهي اوقات با من و يا رضا تماس ميگرفتند و اين اخبار را به ما ميدادند، اما حالا آنها هم تماس نميگيرند، چون ميدانند اين اخبار كذب محض است، ديگر آنان هم مثل ما عادت كردهاند...
وي در ادامه گفت: اگر چنين چيزي هم صحت داشت، هيچوقت، هيچ يك از دو طرف كاري نميكردند كه اين موضوع شخصي به مطبوعات كشيده شود... ازدواج گلزار و افشار از كجا خبرش آمده، من هم نميدانم...
اين نزديك رضا گلزار افزود: عملكرد اين نشريات باعث ميشود كه بازيگران حس خوبي نسبت به مطبوعات نداشته باشند و به همين خاطر با نشريات مصاحبه نكنند، مگر نشرياتي كه معتبر بوده و اخبار آنان دقيق باشد كه آنها هم با شك و ترديد انجام بگيرد...
اینم توضیحی بر سریال جومانگ ( جومونگ ) :
عنوان: 삼한지-주몽 편 (三韓志-朱蒙篇) / Samhanji-Jumong Pyeon
عنوان ( انگلیسی ): The Book of Three Han: The Chapter of Joo Mong
تعداد قسمت ها: 81
ژانر: تاریخی
شبکه: MBC
تاریخ پخش: 2006-May-15 to 2007-Mar-06
زمان پخش: Monday & Tuesday 21:55
جومونگ بنیانگذار سلسله ی گوگوریو در 37 سال قبل از میلاد بود . او پسر ژنرال هه مو سو و بانو یو-هوا بود و بوسیله ی پادشاه گیوم-وا کسی که از او و مادرش وقتی فکر می کردند هه مو سو در اثر توطئه ی سلسله ی هان مرده است ، مراقبت کرد. سو سو نو دختر یک تاجر بود کسی که به جومونگ جهت به حقیقت پیوستن رویایش که ساختن یک کشور جدید بود کمک کرد و بعدا با او ازدواج کرد.
سونگ ایل-گوک در نقش جومونگ
هان های جین در نقش سو سو نو
کیم سئونگ سو در نقش شاهزاده دِسو
هو لون هو در نقش هه مو سو
اه یون سو در نقش بانو یو-هوا
کیون می ری در نقش ملکه وان هو
جون کوانگ ریال در نقش پادشاه گیوم وا
سونگ لی هیو در نقش یه سویا ( همسر جومونگ )
پارک تام هی در نقش یانگ سئول ران
بازیگران فرعی
Bae Soo Bin as Sayong
Im Dae Ho as Hyoppo
Ahn Jung Hoon as Mari
Yeo Ho Min as Oi
Jung Ho Bin as Woo Tae
Im Hyun Sik as Woo Tae’s father
Lee Kye In as Mo Pal Mo
Park Nam Hyun as Na Ro (Dae So’s loyal subject)
Lee Sang Yi
Jin Hee Kyung as Yeo Mi Eul (the sorceress)
Lee Jae Yong as Boo Deuk Bool
Kwon Eun Ah as Mau Ryung (sorceress from Wan Hoo’s clan)
Won Ki Joon as Prince Young Po
Kim Byung Gi as Chief Yuntabal (Soh Suh No’s father)
Im So Young as Bu Young
Ha Yong Jin
Ahn Yong Joon as Yuri
Kim Suk as Ohnjo
Yoon Dong Hwan as Yang-jung
Kim Min Chan as Muk-geo
Kang Eun Tak as Chan-soo
Jang Hyo Jin
کارگردان: لی جو هوان
نویسندگان: جانگ هیونگ سو و چوی وان کیو
نظر سنجی رضایت بینندگان
| تاریخ | قسمت | سراسر کره | ناحیه سئول |
|---|---|---|---|
| 2006-05-15 | ep. 1 | 16.3 (3rd) | 17.5 (3rd) |
| 2006-05-16 | ep. 2 | 18.4 (3rd) | 19.2 (3rd) |
| 2006-05-22 | ep. 3 | 21.8 (1st) | 23.6 (1st) |
| 2006-05-23 | ep. 4 | 25.3 (2nd) | 26.6 (2nd) |
| 2006-05-29 | ep. 5 | 28.0 (1st) | 29.9 (1st) |
| 2006-05-30 | ep. 6 | 28.7 (1st) | 29.6 (1st) |
| 2006-06-05 | ep. 7 | 27.9 (1st) | 29.2 (1st) |
| 2006-06-06 | ep. 8 | 32.3 (1st) | 33.7 (1st) |
| 2006-06-20 | ep. 9 | 29.4 (1st) | 30.7 (1st) |
| 2006-06-26 | ep.10 | 33.2 (1st) | 35.3 (1st) |
| 2006-06-27 | ep.11 | 32.9 (1st) | 34.8 (1st) |
| 2006-07-03 | ep.12 | 36.4 (1st) | 38.1 (1st) |
| 2006-07-04 | ep.13 | 37.6 (1st) | 38.8 (1st) |
| 2006-07-10 | ep.14 | 35.8 (1st) | 37.5 (1st) |
| 2006-07-11 | ep.15 | 37.2 (1st) | 38.8 (1st) |
| 2006-07-17 | ep.16 | 40.1 (1st) | 42.8 (1st) |
| 2006-07-18 | ep.17 | 38.7 (1st) | 39.9 (1st) |
| 2006-07-24 | ep.18 | 39.6 (1st) | 41.1 (1st) |
| 2006-07-25 | ep.19 | 39.9 (1st) | 40.5 (1st) |
| 2006-07-31 | ep.20 | 35.1 (1st) | 36.1 (1st) |
| 2006-08-01 | ep.21 | 36.8 (1st) | 38.2 (1st) |
| 2006-08-07 | ep.22 | 37.3 (1st) | 37.9 (1st) |
| 2006-08-08 | ep.23 | 37.4 (1st) | 38.9 (1st) |
| 2006-08-14 | ep.24 | 35.5 (1st) | 35.8 (1st) |
| 2006-08-15 | ep.25 | 39.3 (1st) | 40.7 (1st) |
| 2006-08-21 | ep.26 | 38.1 (1st) | 39.6 (1st) |
| 2006-08-22 | ep.27 | 39.5 (1st) | 40.0 (1st) |
| 2006-08-28 | ep.28 | 40.3 (1st) | 41.7 (1st) |
| 2006-08-29 | ep.29 | 40.3 (1st) | 40.9 (1st) |
| 2006-09-04 | ep.30 | 39.7 (1st) | 40.6 (1st) |
| 2006-09-05 | ep.31 | 40.3 (1st) | 41.4 (1st) |
| 2006-09-11 | ep.32 | 39.3 (1st) | 40.6 (1st) |
| 2006-09-12 | ep.33 | 38.5 (1st) | 39.2 (1st) |
| 2006-09-18 | ep.34 | 39.5 (1st) | 40.3 (1st) |
| 2006-09-19 | ep.35 | 43.0 (1st) | 43.9 (1st) |
| 2006-09-25 | ep.36 | 42.8 (1st) | 43.9 (1st) |
| 2006-09-26 | ep.37 | 43.6 (1st) | 44.4 (1st) |
| 2006-10-02 | ep.38 | 42.6 (1st) | 43.2 (1st) |
| 2006-10-03 | ep.39 | 44.9 (1st) | 44.8 (1st) |
| 2006-10-09 | ep.40 | 44.2 (1st) | 45.0 (1st) |
| 2006-10-10 | ep.41 | 43.6 (1st) | 43.8 (1st) |
| 2006-10-16 | ep.42 | 43.1 (1st) | 43.6 (1st) |
| 2006-10-17 | ep.43 | 42.4 (1st) | 42.2 (1st) |
| 2006-10-23 | ep.44 | 44.5 (1st) | 45.4 (1st) |
| 2006-10-24 | ep.45 | 45.0 (1st) | 45.2 (1st) |
| 2006-10-30 | ep.46 | 44.6 (1st) | 45.1 (1st) |
| 2006-10-31 | ep.47 | 43.8 (1st) | 43.7 (1st) |
| 2006-11-06 | ep.48 | 46.6 (1st) | 47.9 (1st) |
| 2006-11-07 | ep.49 | 47.2 (1st) | 48.3 (1st) |
| 2006-11-13 | ep.50 | 43.6 (1st) | 43.5 (1st) |
| 2006-11-14 | ep.51 | 48.1 (1st) | 49.2 (1st) |
| 2006-11-20 | ep.52 | 44.8 (1st) | 45.4 (1st) |
| 2006-11-21 | ep.53 | 44.0 (1st) | 44.5 (1st) |
| 2006-11-27 | ep.54 | 45.1 (1st) | 45.2 (1st) |
| 2006-11-28 | ep.55 | 44.4 (1st) | 44.9 (1st) |
| 2006-12-04 | ep.56 | 44.0 (1st) | 44.4 (1st) |
| 2006-12-05 | ep.57 | 42.9 (1st) | 43.2 (1st) |
| 2006-12-11 | ep.58 | 46.4 (1st) | 46.1 (1st) |
| 2006-12-12 | ep.59 | 41.5 (1st) | 42.6 (1st) |
| 2006-12-18 | ep.60 | 44.4 (1st) | 45.3 (1st) |
| 2006-12-19 | ep.61 | 46.6 (1st) | 47.1 (1st) |
| 2007-01-01 | ep.62 | 44.8 (1st) | 45.8 (1st) |
| 2007-01-02 | ep.63 | 45.2 (1st) | 45.3 (1st) |
| 2007-01-08 | ep.64 | 45.5 (1st) | 45.4 (1st) |
| 2007-01-09 | ep.65 | 46.8 (1st) | 47.1 (1st) |
| 2007-01-15 | ep.66 | 46.8 (1st) | 47.5 (1st) |
| 2007-01-16 | ep.67 | 47.1 (1st) | 47.9 (1st) |
| 2007-01-22 | ep.68 | 49.8 (1st) | 50.5 (1st) |
| 2007-01-23 | ep.69 | 42.0 (1st) | 43.6 (1st) |
| 2007-01-29 | ep.70 | 47.9 (1st) | 48.3 (1st) |
| 2007-01-30 | ep.71 | 50.3 (1st) | 51.0 (1st) |
| 2007-02-05 | ep.72 | 47.1 (1st) | 48.5 (1st) |
| 2007-02-06 | ep.73 | 46.0 (1st) | 47.2 (1st) |
| 2007-02-12 | ep.74 | 47.6 (1st) | 48.1 (1st) |
| 2007-02-13 | ep.75 | 47.1 (1st) | 47.8 (1st) |
| 2007-02-19 | ep.76 | 41.9 (1st) | 42.1 (1st) |
| 2007-02-20 | ep.77 | 49.7 (1st) | 49.9 (1st) |
| 2007-02-26 | ep.78 | 47.2 (1st) | 47.1 (1st) |
| 2007-02-27 | ep.79 | 50.6 (1st) | 50.9 (1st) |
| 2007-03-05 | ep.80 | 49.8 (1st) | 50.0 (1st) |
| 2007-03-06 | ep.81 | 51.9 (1st) | 52.7 (1st) |
| میانگین | 40.9 | 41.8 | |
این سریال 30 بیلیون ون خرج داشت
هفتاد درصد فیلم برداری در کره و 30 درصد آن در چین انجام شد
2007 43rd Baeksang Awards: Highest Award for a TV Drama
2007 43rd Baeksang Awards: Best Screenplay for a TV Drama Jung Hyung Soo
and Choi Wan Kyu
آهنگ های سریال افسانه جومونگ
دانلود موسیقی متن سریال افسانه جومونگ ( جومانگ ) :
برای دانلود روی آهنگ مورد نظر راست کلیک سپس Save Target As یا Save Link As را بزنید !
_____________________________________________________________________________________
01. Ju-mong (Main Theme)
02. Insoonyi - Ha Neul Ee Yuh Je Bal
03. Ji Kyung - Chun Ae
04. Lee Sung Wook & Han Ji Won - Yak Sok
05. Lim Tae Kyung - Chuh Eum Chuh Rum
06. Oon Myung Eh Kal
07. Sa Mo
08. Pi Eh Jun Jang
09. Hae Mo Soo’s Theme
10. Choo Juk
11. Baek Il Mong
12. Chul Gi Goon Eh Seub Gyuk
13. Uh Doom Eh Neup
14. Gyul Too
15. Wang Ja Eh Yuh Jung
16. Seul Peun Oon Myung
17. Nan Saeng Shin Hwa
18. Gae Byuk
19. Heaven
20. Joo mong (Ending Theme)
چت فارسی جک های زیبا کلیپ موبایل عکس علم و فناوری فروش فیلم در اراک ماشین باز ها اراک فیلم فیلم اراک فیلم های اراک پاساژ طلا